تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - باز هم پاریس و باز پاریس . . . 2016 قسمت هشتم
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان
ساعت 9 صبح بود که با تماس مهرداد از طریق Imo ادرس هتل را دادم  ومحل قرار را ست کردیم ...در کنار هتل کافی شاپ نسبتا خوبی بود که با مهرداد  یک قهوه فرانس با پَن شوکولا خوردیم  ( پن به معنی نان ) وبعد سوار ماشین شدیم ورفتیم در دل خیابانهای پاریس ....
اول قصد داشتم قبرستان پرلاشز را بطور کامل و مفصل  ببینم ، ماشین هم که بود راحت میتونستیم اون تو گشت وگذار کنیم ...وقتی به درب ورودی جنوبی رسیدیم ، مهرداد به مامورین امنیتی ورودی گفت این آقا توریست هستند و میخوام با ماشین بریم داخل  که مامور امنیتی قبول نکرد وگفت فقط تاکسی آنهم فقط برای افراد مسن مجوز ورود دارند ! ! بعد رفتیم تا درب شمالی وارد بشیم که بازهم به همین مشکل خوردیم که منجر به بحث تند و شدید ما با مامور شد ودیگه از رفتن به اونجا صرفنظر کردیم ! ! قبلا اونجا رفته بودم ولی دوست داشتم مجددا اونجا را ببینم که نشد .....چرخی در خیابانهای پاریس زدیم وبعد رفتیم خانه مهرداد که تقریبا در حاشیه غربی پاریس ودرمجاورت لدفانس بود .....اطراف پاریس تقریبا سبک خانه ها بصورت ویلایی واغلب یک یا دوطبقه ویا دوبلکس و تریپلکس هستند ....مهردا یک پیکان طلایی مدل 47 که واقعا تمیز وکلکسیونی داره ...براش چند قطعه یدکی از ایران برده بودم وقرار بود اون روز ماشین را ببره بیرون پاریس تا یک مقدار کارهای نقاشی وتزئینی ومکانیکیش را انجام بده ....خلاصه یک ساعتی معطل شدیم تا یک خودرو بر آمد وماشین را بردیم به یک سالن رنگ ومکانیکی .....قرار بود شام هم باتفاق مادر مهرداد که ما بهش میگیم زندایی بریم رستوران ( البته زنداییه مادر همسرم هست ( مادر زن جان )  ) ....اون روز فکر کنم یکی از بدترین بعداز ظهرهای عمرم را سپری کردم...برای کار مهمی باید بر میگشتم هتل ...ساعت 4 بود به مهرداد گفتم کارِت اینجا چقدر طول میکشه ؟ وگفت فکر کنم تا 8-9 شب .....گفتم منو نزدیک یک ایستگاه مترو برسون .... کار مهمی دارم باید برم هتل ، اما دوباره برمیگردم همین جا تا شب برای شام با زندایی بریم بیرون .... دوستش ناصر با موبایل از روی نقشه نگاه کردوگفت نزدیکترین ایستگاه مترو یا همون SNCF  ایستگاه Pont Petit ( بخوانید پوم پتی ) هست که مستقیما میره Saint Lazare ( بخوانید سن لَزَغ ) منم خوشحال که چقدر سریع میرسم ! ! ...5 دقیقه ای رانندگی کردیم و منو ایستگاه پوم پتی پیاده کردن ورفتن ...من تا اومدم بخودم بجنبم ، دیدم نه بلیتی دارم ونه اینجا بلیط فروشی وجود داره ..ایستگاه پوم پتی دقیقا مثل این فیلمای وسترنی یک ایستگاه وسط بیابون بود ....رفتم تو ایستگاه ودیدم زنده بشری نیست ...وتنها چند تا دستگاه بلیت فروشی وجود داشت که فقط هم کارت اعتباری قبول میکردن نه سکه واسکناس ! ! برای اینکه ایستگاه را یادم نره سریع یه عکس از تابلو ایستگاه گرفتم شاید لازم بود از کسی سوال کنم اونوقت اگر درست تلفظ نمیکردم شاید کار یکم سخت میشد ....



ایستگاه پوم پتی
از همون جایی که وارد ایستگاه شده بودم برگشتم شاید مغازه ای چیزی ببینم بتونم بلیت بخرم ...دقیقا همون جا زیر ریل قطار یک زیرگذر ماشین رو بود که یک مینی سوپر مارکت وجود داشت ...سریع رفتم وگفتم بلیت مترو میخوام برم پاریس ، فروشنده گفت بسته های بلیتمون 20 تایی هست ومیشه 90 یورو ...گفتم من فقط یک بلیت میخوام ...گفت متاسفانه نمیتونم بسته را ناقص کنم ... گفتم خوب نزدیکترین ایستگاه اصلی مترو کجاست ، گفت باید با اتوبوس بری ایستگاه    saint -Ouen l'Aumone بخوانید سن اولومون پیاده شی وبعد از اونجا دوباره خط عوض کنی بری پاریس !!! تعجب کردم ...با خودم گفتم ناصر خیر سرت 20 ساله پاریسی ...گفتی مستقیم این خط میره تا سن لزغ که ؟از فروشنده پرسیدم ایستگاه اتوبوس کجاست ؟ یه آدرسی داد که اصلا نفهمیدم چی میگه ...البته این چند کلمه را به زحمت انگلیسی وفرانسوی قاطی کرد و من هم به زور فهمیدم ، حالا شما حساب کنید با اون لهجه فرانسوی وتلفظ سن اولومون ، و دیکته سن اولومون ، من باید چطوری میفهمیدم این ایستگاه چطوری نوشته میشه ، لازمه اینو هم بدونید نقشه SNCF با نقشه مترو بسیار متفاوت هست و اصلا تو نقشه مترو پاریس نیست وباید جداگانه تهیه کنید ....مثل نقشه R.E.R .....با خودم گفتم بلیت را از داخل اتوبوس میخرم میرم سن اولومون  وبعد بلیت SNCF میخرم میرم پاریس ! ! ! اما چه خوش خیال بودم  .....برای پیدا کردن نزدیکترین ایستگاه اتوبوس بیش از یکساعت پیاده روی کردم واز هرکسی میپرسیدم فقط بلد بود فرانسوی حرف بزنه و منظور منو فقط از کلمه " لوتوبوس استاسیون " که معنیش ایستگاه اتوبوس بود میفهمید ...وقتی میدیم طرف حالیش نمیشه ، فوری میگفتم لوتوبوس استاسیون ، تازه طرف میفهمید چی میگم ...اما امان از عربهای پس فطرت عوضی ...یه پسر جوان حدود سی ساله که از چهره وسبک ریش وسبیلش معلوم بود عربه کنار یک بنز مشکی عجیب وغریب که نفهمیدم مدلش چی بود ایستاده بود وبا عینک آفتابی مشکی رنگش از دور منو ورانداز میکرد ...خوش تیپ با کت وشلوار مشکی و دقیقا مثل این خواننده های عرب بود ...موهای مشکی براق ومجعد وپوستی سفید ......جلو رفتم وسلام کردم وبه عربی گفت سلامُ علیکم انت یا اخی ...گفتم عربی بلد نیستم ، میتونی بگی نزدیکترین ایستگاه اتوبوس کجاست ؟ پرسید عرب نیستی پس کجایی هستی ؟ گفتم ایرانی ...جمهوری اسلامی ایران ....انگلیسی را خیلی خوب حرف میزد ...بعد اومد وسط خیاباون  که مثلا آدرس بده و با اشاره به یک سمت و به زبان غلیظ فرانسوی شروع کرد به آدرس دادن   خنده تلخی کردم وگفتم تا الان انگلیسی حرف میزدی چی شد زدی کانال دو فرانسوی حرف میزنی ؟ گفت من الجزایریم تو فرانسه فرانسوی حرف میزنم تو هم ایرانی هستی  اومدی فرانسه باید فرانسوی حرف بزنی ....گفتم من ایرانی ام ،.... توریستم اومدم پاریس کیف کنم ولی تو مستعمره فرانسه هستی باید فرانسوی صحبت کنی ...اینو یادت باشه ....انگار برق از سه فازش پرید ، همونطور هنگ کرد ...منم راهمو گرفتم ورفتم ...البته اون شروع کرد یه سری اراجیف به زبون عربی ور ور کرد که خوشبختانه نفهمیدم چی میگه ...... خلاصه به مسیری نامعلوم کوچه پس کوچه های هلالی شکل را میرفتم تا به خیابان اصلی برسم ....ایندفعه دیگه نمیپرسیدم ایستگاه اتوبوس کجاست ...میگفتم خیابون اصلی کجاست ! ! ! .......به خیابون اصلی رسیدم ...نقشه GPS و راهنماها هم به کارم نمی اومد ....در مسیر خیابان یک دختر سیاهپوست تقریبا 15 -16  ساله از روبرو میامد ، ازش پرسیدم میدونی ایستگاه اتوبوس کجاست ؟ خوشبختانه انگلیسی بلد بود البته نه خیلی خوب ولی از همه اینا بهتر ! ! ! هرچی میخواست آدرس بده نمیتونست درست راهنمایی کنه ....آخرسر گفت بیا باهم بریم نشونت بدم ...بنده خدا تقریبا مسافت زیادی را بامن امد و ایستگاه رانشان داد ورفت ....هنوز آدم خوب تو همه جای دنیا هست ...اینو واقعا بهش اعتقاد دارم .....



ایستگاه اتوبوس هنری بک رول ( هنغی بکوغل )
خوشبختانه تو ایستگاه نقشه مسیر بصورت نصفه نیمه بود ، ازش عکس گرفتم شاید بدردم بخوره ....دقایقی بعد سوار اتوبوس شدم از یک آقایی پرسیدم میخوام برم سن لزر و او هم گفت باید سن اولومون پیاده شی و قطار عوض کنی بری سن لزر ، چهارتا ایستگاه دیگه میرسیم به سن اولومون ....یکم خیالم راحت شد ...وقتی رسیدیم سریع رفتم نقشه SNCF را از مسئول بلیت فروشی گرفتم و چند تا بلیت برون شهری ودرون شهری پاریس خریدم که به این مصیبت گرفتار نشم ...البته همه این بدبختیها بدلیل نداشتن کارت اعتباریه که اکثر توریستهای ایرانی گرفتارش هستند وگرنه تو همون ایستگاه پوم پتی با کارت بلیت میخریدم واسیر نمیشدم ....واقعیتش فکر نمیکردم اینطوری بشه وگرنه میگفتم مهرداد برام بلیت بخره ...اینا همش تجربه س وتمام هیجانات سفر به همین چیزاست دیگه سوار مترو به مقصد سن لزر شدم ....کمی آروم شدم و از کنار پنجره بیرون را نگاه میکردم ...چقدر بیرون پاریس جالب بود ایستگاههای SNCF هرکدوم برای خودشون مثل یه شهر بودن ....هر ایستگاهی که میرسیدم با نقشه چک میکردم که ببینم مسیر درسته یا نه که خوشبختانه درست بود .....پنج شش تا ایستگاه که رد شدیم دیدم دیگه اسم ایستگاهها با نقشه مطابقت نداره وانگار دارم از نا کجا آباد سر در میارم

ادامه دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 شهریور 1396 06:43 بعد از ظهر
خیلی ممنون از بابت سفرنامه
شهرام خواهش میکنم
جمعه 13 مرداد 1396 08:45 بعد از ظهر
I think this is one of the most vital information for me.
And i'm glad reading your article. But should remark on some general things, The web site style is wonderful, the articles is really great :
D. Good job, cheers
جمعه 13 مرداد 1396 08:25 بعد از ظهر
Spot on with this write-up, I actually believe this website needs far more attention. I'll
probably be returning to read through more, thanks for the information!
سه شنبه 10 مرداد 1396 07:19 قبل از ظهر
It's very straightforward to find out any topic on net as compared to books,
as I found this article at this site.
دوشنبه 15 خرداد 1396 07:36 قبل از ظهر
سلام
اینقدر شما ها زیبا می نویسید که من در خیالم پاریس دیگه خلق کرده بودم پاریسی دیدم با پاریس خیال من فرق داشت به قول یکی از دوستان سفر نویس دچار سندروم پاریس شدم
شاد باشید



شهرام سلام ...رسیدن بخیر ... همه چیز به دریچه نگاه آدمها بستگی داره ...پاریس از نگاه ومنظر دوستان سفرنامه نویس از جمله خود من همانی بود که به رشته تحریر درآوردیم ! !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com