تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - سفر به برلین قسمت ششم 2015
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان
ادامه از قسمت پنجم........ دیدن این ورزشگاه خالی از لطف نیست وفکر میکنم بعنوان یکی از جاذبه های توریستی شهر برلین به اندازه خودش حرف برای گفتن داشته باشه ....حداقل برای علاقه مندان به ورزش فوتبال دیدن این ورزشگاه  جالب و ارزنده ست

حدودا ساعت 6:00 بعد از ظهر بود که از ورزشگاه بیرون آمدم وپس از سوار شدن مترو  در ایستگاه  باغ وحش برلین   Zoologischer  پیاده شدم که در مورد آن قبلا توضیح دادم .... خیلی مایل به دیدن باغ وحش نبودم الانم که ساعت از 6:30 گذشته و کلا باغ وحش تعطیل بود .....از اون  محله با همه فضاحت و زشتی که داشت بسمت خیابان اصلی یعنی خیابان بوداپستر  Budapester آمدم ودر این خیابان به تماشای بافت شهر برلین وفرهنگ مردم شهر نشستم ...از دور کلیسای مخروبه قیصر ویلیام (ویلهلم ) Kaiser Wilhelm را با آن مخروط صدمه دیده اش در جنگ جهانی دوم را میدیدم ...که البته در خیابان پایینی یعنی خیابان کورفورستندام Kurfurstendam  که به کودام هم معرف است قرار داشت این خیابان هم بمانند همتایان خود یعنی زایل در فرانکفورت ،شانزلیزه در پاریس و رامبلا بارسلون  ، مملو از مراکز خرید و برندهای معتبر دنیاست است مرکز خرید معروف با قیمتهای نجومی کادو وو  KaDeWe در این خیابان قرار دارد .....سبک کلاس وقیمت مرکز کادو وو در برلین مشابه گالری لافایت در پاریس هست ....ترجیح دادم این بنا را در روزهای آتی وبا دقت کامل ببینم .....به ایستگاه مترو باغ وحش برلین برگشتم ومترو را به مقصد الکساندر پلاتز سوار شدم ودر ایستگاه  هکشر مارکت پیاده شدم ..در این قسمت از شهر نیز مراکز خرید زیادی وجود داشت و به دیدنش می ارزید ....از این محله تا الکساندرپلاتز حدودا 7-8 دقیقه پیاده روی بود ودر سراسر مسیر نیز پر از رستوران وفروشگاههای مختلف که انواع واقسام وسایل را که اغلب مشتریان آن توریستها هستند بفروش میرسانند ...دم غروب بود و صدای موزیک راک  وبه سبکهای مختلف از هریک از رستورانها وفروشگاهها بگوش میرسید وفضای بسیار دل انگیزی را ساخته بود ... در این مسیر حس خوبی بر آدم غالب میشد ...پر از انرژی ...پر از هیاهو ...واقعا خوش به حالشان


Hackescher Markt, Berlin, Germany


هکشرمارکت

در مسیر هکشر مارکت تا الکساندر پلاتز ودر کنار رودخانه اسپری قدم میزدم ومناظر و معابر وفروشگاهها را نگاه میکردم ...وارد یک فروشگاه شدم تا برای دوستان وآشنایان واز همه مهمترهمسرم و پــــــــــســــــــــرام که به لطف خدا ازپارسال دوتا شدن خریدی انجام بدم .برای هرکدام از دوستان فقط تی شرت خریدم ، قیمتها یکم بالا بود ...تی شرتهای معمولی حدود 12.5 یورو وتی شرت جنس خوب از 25 تا 35 یورو ! ! به هرحال به تفاخر حال هرکدام از عزیزان تحفه ای تهیه کردم وپس از کلی چک وچونه با فروشنده که خانمی خوش سیما وخوش برخورد بود  دوباره به سمت الکساندر پلاتز حرکت کردم .موقع خروج از فروشگاه مسئول فروشگاه تراکتی بهم داد که ظاهرا آدس وتبلیغات فروشگاه دیگری در آن بود وگفت اگر از شعبه دیگرمان در Outlet خرید کنید هم تخفیف بیشتری میگیرید وهم قیمتها مناسبتر هستند  .Outlet خیلی بیرون از شهر بود ومن نتونستم برم ولی اگر شما وقت کردید وقصد خرید با قیمتهای مناسبتر را داشتید حتما سر بزنید ..... دوباره به نزدیکی برج فرن زی تورم رسیدم درواقع اینجا یه جور پاتوق شهر برلین به حساب میاد.... دم غروب بود وهوا داشت کم کم تاریک میشد .....فروشگاههای اطراف را مجددا سر زدم نزدیک الکساندر پلاتز فروشگاه بزرگ SATURN که بزرگترین مرکز تجهیزات صوتی تصویری ، الکترونیک ، مخابرات و کامپیوتر بود را پیدا کردم و وارد آن شدم از انواع برندهای گوشی موبایل وتلفن وکامپیوتر بگیر تا تبلت ولپ تاپ ودوربین و تلویزیون و هرچه که جز این گروه  لوازم بود را میشد پیدا کنی وتا دلت بخواد تجهیزات جانبی ! ! !....

SATURN BERLIN ALEXANDERPLATZ

فروشگاه SATURN
در ایران دنبال یک مدل گوشی موبایل بابرندASUS مدل   zenfone 2 بودم که اینقدر تقلبی وچینی تو بازار ایران بود که جرات نمیکردی بخری این گوشی با CPU اینتل ساخته شده وکسانیکه  تو کار سخت افزار وکامپیوتر باشن میدونن من چی میگم ....قیمت تقلبیش توایران از زیر یک میلیون بود تا یک میلیون وششصد والبته بدون گارانتی ! ! هر فروشگاهی تو ایران  در مورد این گوشی یه داستانی تعریف میکنه یکی میگه مال ما ROM  آمریکاست یکی میگه رام تایوانه یکی میگه رام اروپا با دیزاین خاصه و هزار چرت وپرت دیگه  و صد البته که همشون چینی هستند وبا هزار دوز وکلک به اسم آمریکایی یا اروپایی به خلق الله میندازن ! ! ! ...بگذریم.....به کنار  غرفه ASUS ( ایسوز  ِای سوز !) رسیدم روی Desk انواع تبلت ولپ تاپ و چند مدل گوشی ایسوس بود اما این مدل را نداشتند ...از مسئول غرفه پرسیدم که آیا این مدل را دارند وجواب داد باید بروید به شعبه دیگر SATRUN در خیابان Kurfurstendam یا همان کودام ومیتوانید از آنجا تهیه کنید گفتم ممکنه پرایس لیست محصولات را ببینم ؟ وبا کمال خوشرویی لیست قیمتها را بهم داد ..... قیمت این گوشی در برلین 510.99 یورو بود یعنی حدود دومیلیون ودویست سیصد  .....اگر 10% تکس را هم در فرودگاه میگرفتم حدود 460 یورو میشد یعنی حدود یک میلیون وهشتصد هزار تومن ...ولی ارزشش را داشت چون هم گوشی اصل بود وهم گارانتی بین المللی ...البته تو ایران نمیشد از گارانتیش استفاده کنی ولی باز خودش جای امیدواری بود که به یه طریقی از گارانتی استفاده کنید ...تنها نگرانی کارکردن با سیم کارت ایران بود که البته این مورد نیز بعد از خرید گوشی در روزهای بعد حل شد که در جای خودش توضیح میدم ....از ساتورن به هر ترتیبی بود دل کندم وبه سمت هتل روانه شدم گرسنه بودم ، احساس ضعف داشتم ...واقعا وقتی آدم سرگرم این چیزا میشه خودشو فراموش میکنه ....از الکساندر پلاتر با مترو به سمت لندزبرگر الی رفتم ....وقتی به هتل رسیدم جلو رسپشن قلقله بود ....چقدر توریست ؟! .....صف آسانسور قیامت بود ....اصلا حال بالارفتن 7 طبقه پله را نداشتم ...... پس از چند دقیقه انتظار به هر حال سوار شدم ....به اتاق که رسیدم از فرط خستگی وگرسنگی فقط افتادم ! !!!نیم ساعتی رو همینطور تو تخت این پهلو واون پهلو شدم تا به هرحال بلند شدم و شامی را که خورشت قرمه سبزی بود را گرم و نوش جان کنم .....این غذاهای اماده را از ایران اورده بودم وجاتون خالی حسابی چسبید .......بعد از شام رفتم تو لابی که بتونم از اینترنت استفاده کنم ...تماسی با همسرم داشتم وبا بعضی دوستان گپی زدم وبرگشتم به اتاق ....برنامه فردا جایی نبود جز چک پوینت چارلی ، دیوار برلین .....جاییکه بقول خود برلینیها هنوز بوی جنگ جهانی را میتونی حس کنی ....جاییکه بخشی از برلین در اختیار آمریکاییها بود ..... نقشه ها وراهنماها وهمه اطلاعاتی را که لازم داشتم را مروری کردم ...عکسهای دوربین را به تبلت منتقل کردم تا فردا مشکل کمبود فضای RAM نداشته باشم ....شارژر را به دوربین ، تبلت و گوشی موبایلم وصل کردم وخوابیدم ..خسته خسته ....

* * * *

صبح امروز را هم همانند روزهای قبل با خستگی زیاد و گرفتگی شدید صدا از خواب بیدار شدم وپس از صرف صبحانه و خوردن داروها آماده رفتن به چک پوینت چارلی شدم ....آنطور که تحقیق کرده بودم در این محدوده بیش از همه جای برلین اثرات جنگ سرد دیده میشه والبته وقتی رسیدم آنجا به واقع این حس کاملا بر من چیره شد ....طبق معمول به ایستگاه مترو لندزبرگر َالی رفتم و سوار S41  وبه مقصد الکساندر پلاتز وبعد از آن  پتسدامر پلاتز شدم ...از پتسدامر پلاتز تا چک پوینت چارلی حدود 10-12 دقیقه پیاده روی کردم البته میشد این مسیر را با U نیز آمد ودر همان ایستگاه  Kochstr . Checkpoint Charlie ، پیاده شد اما من این مسیر را ترجیح دادم .... مسیری را که روزهای قبل نیز آمده بودم البته بعد از ظهر ! .... اولین جا در این مسیر و قبل از چک پوینت چارلی  ، موزه ارتباطات برلین بود  اما ترجیح دادم روز بعد آنجا را ببینم ....در امتداد خیابان  Leipziger وبعد از گذشتن از چهار راه  ویلهولم به خیابان ماوزر میرسیم دقیقا نبش همین خیابان ، موزه ارتباطات برلین قرار دارد واگر این خیابان را که به صورت مورب ادامه دارد به سمت جنوب بروید به چک پوینت چارلی خواهید رسید ....چند نکته جالب در این مسیر ودر طول مدتی که برلین بودم در خیابانها به چشمم خورد که شنیدنش خالی از لطف نیست ...سر هرچهار را ، جاییکه خط عابر پیاده وجود دارد  زیر هر چراغ بلندگویی نصب است که برای افراد نابینا و جهت اگاهی انها از وضعیت چراغ ، هشدار صوتی پخش میکن .....همانند آن را در تامپره دیده بودم ودر سفرنامه فنلاند توضیح دادم ....البته چند بار که چک کردم هشدارهای صوتی متفاوتی در رنگ چراغها نشنیدم ولی در تامپر برای هر رنگ چراغ نوع هشدار صوتی متفاوت بود ...




! ! !


! ! !

چراغهای راهنمایی  هم به دو صورت وجود داشت که در واقع یکی دیگر از نشانه های اختلاف دوبرلین بود 

AMPELEMEN

چراغ سبز



چراغ قرمز

این تصویر که در آن چراغ سبز راهنمایی به شکل یک آدمک دیده میشود  ، همان نماد معروف آمپلمن AMPELMENN هست که در برلین شرقی همه چراغها بدین صورت بودند ...بعد از اتحاد دو برلین نیز این نماد به یاد بود روزهای جنگ سرد ازسطح شهر جمع آوری نشد ..معروفیت این نماد بحدیست که حتی نقش آن بر روی تیشرتها به عنوان یاد بود و نماد برلین شرقی ثبت شده است  در فروشگاههایی که اغلب توریستها مشتری آنها هستند بفروش میرسد ...قیمت ماکت این آدمک نیز خیلی گرانتر از حد تصور بود ....



از کنار ساختمان موزه ارتباطات گذشتم ...وتصمیم گرفتم هر طور شده اینجا را در زمان اقامتم در برلین ببینم ... موزه ارتباطات فرانکفورت را ندیدم و دلم میخواست هر طور که هست این یکی را ببینم ....به هرترتیب در ادامه مسیر از خیابان ماوزر بسمت چک پوینت چارلی حرکت کردم و پس از جند دقیقه به فردریش اشتراسه(خیابان) رسیدم ...از همان دور ایست بازرسی و در واقع بخش آمریکایی برلین با تصویر بزرگی از سربازی بنام چارلی که در این مکان کشته شده بود واین بخش را بنام همین سرباز آمریکایی  چک پوینت چارلی نام گذاری کرده بودند  خود نمایی میکرد ....

CHECKPOINT CHARLIE

نمایی از چک پوینت چارلی از دور

Checkpoint charlie

همان ولی نزدیکتر

Checkpoint charlie

گیت ورود به بخش آمریکایی برلین که بصورت نمادین حفظ شده است نکته جالب وجود رستوران Mc Donalds در این قسمت است یعنی امریکا میخ خود را در همان موقع بر زمین برلین کوبیده بود ! !

بعد از فروریختن دیوار برلین واتحاد دوبرلین ، آمریکایی‌ها در ۲۲ ژوئن ۱۹۹۰ اطاقک نگهبانی چک پوینت چارلی در خیابان فریدریش را برداشتند و آن اطاقک را عیناً به موزه متفقین منتقل کردند. از آنجایی که این کیوسک جنبه تاریخی داشت آلمانی‌ها با استفاده از عکس‌های موجود دقیقاً با همان ابعاد و رنگ‌آمیزی و در همان محل، اطاقک چوبی جدیدی به همان شکل ساختند و نوشته‌ها و هشدارهای قدیمی آمریکایی‌ها که بر دیوارها و شیشه‌های آن نوشته شده بود را تقلید کردند. روزانه صدها توریست از آن بازدید کرده و در کنار آن عکس یادگاری می‌گیرند. البته اکثر بازدیدکنندگان نمی‌دانند  این اطاقک چک پوینت چارلی اصلی و واقعی نیست ! جنب اطاقک نگهبانی موزه‌ای از ابزارها و عکس‌های فرار و تونل زنی از زیر دیوار از آلمانی‌هایی که از شرق به غرب گریخته و یا قربانی شده بودند برپا شده است. برج دیده‌بانی آلمان شرقی نیز در اواخر سال ۲۰۰۰ توسط آلمان‌ها تخریب شد.

checkpoint Charlie

 این تابلو به شما هشدار داده که وارد بخش امریکایی برلین شده اید و حمل هرگونه سلاح طبق قوانین تردد  ممنوع است !

ده روز پس از آنکه مرز بین دو برلین بسته شد (۲۳ اوت ۱۹۶۱) فقط توریست‌های خارجی، دیپلمات‌ها و پرسنل نظامی متفقین غربی مجاز بودند که فقط از گذرگاه کنترل شده فریدریش اشتراسه عبور کنند. در اندک زمانی ارتش آمریکا سومین پست نگهبانی در فریدریش اشتراسه را با تدابیرامنیتی  بیشتری ایجاد کرد. نکته جالب توجه روی تابلو استفاده از واژه Sector بجای Border هست چون آمریکا و غربی‌ها این تقسیم بندی را به عنوان مرز کشوری قبول نداشتند، از لغت مرزبانان و اصطلاح مرزبانی استفاده نمی‌کردند و به آن Check-Point  می‌گفتند.( به نقل از کتاب  جنگ سرد ).در این مکان واقعا احساس عجیبی به آدم دست میده ...تا دیشب میتونستی به راحتی بری خیابان پایینی ولی از فردا صبح ممنوعه ..... این واقعا دردناکه وقابل تحمل نیست ...اینجاست که باز هم باید به دلیران وشهدای 8 سال جنگ تحمیلی آفرین و احسن گفت که اجازه ندادند ایران نیز همانند آلمان به این روز بیافتد ...روحشان شاد ویادشان گرامی .....




تقسیمات آلمان در دروران جنگ سرد ، شرق در اختیار شوروی سابق وغرب در اختیار آمریکا فرانسه وانگلیس بود

در این کیوسک بصورت نمادین مهری در پاسپورت شما بعنوان ورود به مرز آمریکایی درج میکردند که به ازای هر سه تا مهر 5 یورو وبه ازای صدور ونصب ویزای نمادین در پاسپورت شما 10 یورو باید میپرداختید ....همچنین به ازای هر عکسی که با سربازان میگرفتید باید مبلغی را به انها پرداخت میکردید .....

Checkpoint Charlie

درج مهر در پاسپورت و صدور ویزا

 Checkpoint Charlie

عکس گرفتن با سربازان نمادین آمریکایی !

checkpoint charlie

همان ! !



در کنار چک پوینت چارلی ! !

checkpoint charlie

ناگفته های چک پوینت چارلی در این بخش به تصویر کشیده شده بود




! ! !



 با 4 یورو میتوانستید وارد آن سالن سیاه رنگ شوید وبیشتر از دوران جنگ سرد ببینید



تصویر چک پوینت چارلی ...ظاهرا در سال 1965  طبق تاریخ عکس



همان در سال 1986



ودر آخر نیز ...شما در حال خروج از بخش امریکایی هستید !
ادامه دارد...




نوع مطلب :
برچسب ها : سفر به برلین، دیدنیهای برلین، خاطرات برلین، خاطرات سفر به برلین، برلین در جنگ جهانی دوم،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آذر 1396 09:46 بعد از ظهر
It's remarkable for me to have a web page, which is useful designed for my knowledge.
thanks admin
شهرام You're welcome
شنبه 14 مرداد 1396 08:50 قبل از ظهر
Yes! Finally something about How you can increase your height?.
جمعه 13 مرداد 1396 07:48 بعد از ظهر
I was suggested this web site by my cousin. I'm not sure whether this post is
written by him as nobody else know such detailed about my difficulty.
You're wonderful! Thanks!
سه شنبه 10 مرداد 1396 04:35 قبل از ظهر
If you would like to take much from this post then you have
to apply these techniques to your won weblog.
سه شنبه 12 بهمن 1395 07:43 بعد از ظهر
ممنون از شما دوست عزیز
شهرام خواهش میکنم
چهارشنبه 17 آذر 1395 05:19 بعد از ظهر
سلام روز بخیر ممنون از مطالب زیباتونخیل جذابه اما حیف عکاش قابل دیدن نیست یعنی لود نمیشه اگر ممکنه درستشون کنید وسفرنامتونو هخم تکمیل بفرمایید خیلی مشتاقیم .
خداحافظ
شهرام سلام
ممنون از لطف شما ...بله حتما هم تکمیلش میکنم و همه عکسها رو دوباره آپلود میکنم
موفق باشید
چهارشنبه 12 اسفند 1394 04:58 بعد از ظهر
سلام وصد سلام به دوست قدیمی خودم آقا شهرام گل میگم تو هرشهری که رفتی دین وآیین اونجا رو درآوردیها انگار وجب به وجب اونجا را با ذره بین چک کردی ک.تاه بیا داداش برای تفریح رفتیا نه تحقیق

خوش باشی عزیز
میبینمت
شهرام سلام وازگن جان ....مشتاق دیدار....تو که منو میشناسی باید از همه چیز سر در بیارم دیگه....ممنون که سرزدی....به امید دیدار
چهارشنبه 12 اسفند 1394 03:17 بعد از ظهر
سلام بر شهرام عزیز
میبینم که برگشتی واین پست را به روز کردی تو روخدا زود به زود پست بزارید لطفا همینطوری ول میکنی یک ماه میری فکر خوانندگان نیستی
موقو سربلند باشی
شهرام سلام

تشکر از ابراز محبت شما ...دیگه باید ببخشید ترافیک کاری اجازه خیلی فعالیتها را به جماعت کارمند نمیده ....پاینده باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com