تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - سفر به برلین قسمت سوم 2015
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان
ادامه ازسفر به برلین قسمت دوم 2015. .....در ادامه مسیر وبعد از دیدن ستون پیروزی مجدد به سمت برندنبورگ برگشتم دوست داشتم وارد ساختمان رایش تاگ بشوم ولی به نظر میرسید مراسم ویژه ای در حال تدارک بود کلی دوربین ، دیتا پروژکتور روی سکوهای فلزی مستقر کرده بودند ومامورین امنیتی وگارد ویژه در حال آماده شدن واستقرار در محل .....
از اینرو ترجیح دادم وارد نشوم چون احتمالا با تدابیر شدید امنیتی وعدم امکان عکاسی همراه بود شاید هم اصلا اجازه ورود نمیدادند....در نتیجه  بسمت جنوب برندنبورگ تغییر مسیر دادم تا بازدیدی از  یادواره قربانیان هولوکاست وبعد از آن میدان پتسدامر داشته باشم فاصله ستون پیروزی تا برندنبورگ حدود 20 دقیقه پیادروی بود وهمانطور که عرض کردم انرژی مثبتی که از توریستهای همراه میبینی به ادامه این پیاده روی مصمم میشی درضمن فاصله قبرستان نمادین قربانیان هولوکاست تا برندنبورگ هم کمتر از 7-6 دقیقه پیادروی بود .....تمام این مسیرها را قبلا از روی نقشه شهر برلین و گوگل مپ مشخص کرده بودم تا در این جور مواقع هم زمان کمتری برای پیداکردنش صرف کنم وهم دیدنیهای نزدیک را در یک مسیر دیده باشم .... در این فاصله نیم نگاهی به باتری دوربینم هم داشتم متاسفانه چیزی به خالی شدنش نمانده بود و اگر امروز ساک وسایلم بدستم نرسد قطعا فردا را باید بدون دوربین بازدید کنم و این اصلا خوشایندم نیست ....شاید نتوانم دوباره به آن جاها برگردم ....خدا کند وقتی میروم هتل ساکم رسیده باشد .....

 * * *
به قبرستان نمادین یهودیان قربانی شده در هولوکاست رسیدم در این قبرستان قبرهای بزرگ وکوچک  بتونی و بعضا مرتفع که به راحتی از سر من که  189 سانت قد دارم نیز فراتر میرفت وجود داشت این گورستان در فضای19000 متر مربع تعداد  2711 قبر را به یاد بود یهودیان قربانی شده در واقعه هولوکاست ،  در سینه خود جای داده است .اینجا مکانیست در نزدیکی رایشتاک که در آخرین لحظه های جنگ جهانی دوم صحنه درگیریهای نظامی شدیدی بین نیروهای متفقین و ارتش آلمان بود . فرمان قتل این یهودیان بدستور هاینریش مولر که از افسران گشتاپو بوده صادر شده است و شایعات زیادی در این خصوص وجود دارد که جسد مولر در یک گور دسته جمعی متعلق به یهودیان در برلین به خاک سپرده شده است به روایت عکس ببینید از برندنبورگ تا میدان پتسدامر .....

Holocaust Memorial

قبرستان نمادین قربانیان هولوکاست

Holocaust Memorial

همان



! ! !



نمایی از AMPELMANN در یکی از ساختمانهای دولتی برلین در همان مسیر



همان

25 JAHRE DEUTSCHE EINHEIT

بر پایه مجسمه  نوشته شده  بیست وپنجمین سال اتحاد آلمان 



در این مسیر روزگاری دیوار جدایی یا همان دیوار برلین وجود داشته و پس از فروپاشی آن بدین صورت درآمده

potsdamer platz

ایستگاه قطار در میدان پتسدامر در واقع اینجا همان پتسدامر پلاتز است

POTSDAMER PLATZ

همان !

قطعاتی از دیوار برلین همچنان جهت به تصویر کشیدن آن روزها در این مکان که روزی شاهد وقایع تلخ روزهای جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد بوده قرار داده شده است ......وبعضا آرزوهاییکه به این دیوارها قفل شده ......



قطعاتی از دیوار برلین در پتسدامر پلاتز



همان




دلها وآرزوهای قفل شده به این دیوار ! !



بدون شرح !




ایستگاه مترو

sony center potsdamer platz

سونی سنتر در میدان پتسدامر

sony center berlin

! !


sony center

ورودی SONY CENTER در میدان پتسدامر



داخل سونی سنتر



در این مرکز حوض بزرگی بود که دورتا دور آن رستوران و  فواره زیبایی در مرکز این حوض که  هر از چند گاهی با صدای موزیک به رقصی ونور افشانی می پرداخت

sony center berlin

سقف گنبدی وزیبای این مرکز

از انجا که احتمال میدادم چمدان بارم امروز هم نرسد و باتری دوربینم نیز در حال تمام شدن  و مهمتر اینکه رم دوربین نیز در حال فول شدن بود ، مشکلم دو تا شد چون هم کابل دیتای دوربینم برای انتقال عکس وفیلمها را لازم داشتم وهم شارژر باتریش را.... به همین دلیل به فروشگاه سونی همین مرکز که کلیه لوازم جانبی دوربین و تجهیزات صوتی وتصویری سونی را میفروخت مراجعه کردم تا این دوقلم جنس را بخرم بعد از نشان دادن دوربینم به  مسئول فروشگاه  که با خوشرویی تمام پاسخگوی مشتریانش بود ، یک عدد شارژر ویک عدد کابل دیتا برایم آوردند  اما بعد از دیدن قیمت آن از خریدش منصرف شدم .....80 یورو ! !
تقریبا با یورو 3860 تومن چیزی بالغ بر 300 هزار تومن میشد که در تهران میتوانستم زیر 80 هزار تومن بخرم ! ! تازه اگر چمدانم برسد دیگر نیازی به آنها نداشتم ....به هر ترتیب نخریدم ...... در محوطه سونی سنتر چرخی زدم و فروشگاهها را میدیدم چیز تاپی در این مرکز به چشمم نخورد که لازم باشد حتما برای دیدن اینجا وقت بگذارم....در وبلاگهای دیگر در مورد این مرکز  به به و چه چه های زیادی خوانده بودم اما جز همان فروشگاه تجهیزات سونی  و یک سینمای چند بعدی ، چیز شاخصی ندیدم که البته نمونه این فروشگاه در خیابان جمهوری خودمان به وفور یافت میشود  ! ! !

بعد از خروج از سونی سنتر فروشگاه لگو لند نظرم را جلب کرد..... سازه های لگو که معرف حضورتان هست ؟ بقول بچگی هامان ...خونه سازی ... .. برایم جالب بود انواع حیوانات را با قطعات کوچک لگو  LEGO ودر سایز بزرگ ساخته بودند  به روایت تصویر ببینید این قسمت را

legoland

لگولند



! ! !



بدون شرح ! !



همان

اسباب بازیهای این فروشگاه بسیار گران تر از چیزی که فکرش را میکردم بود یک مجموعه 150 تکه ای برای سنین 3-5 سال 79.9 یورو ! ! برای پسرم یک مجموعه ساخت ماشین 50 تکه را 45.5 یورو خریدم ! ! ........بعد از دیدن  این قسمت قصد داشتم هر طور شده موزه ارتباطات برلین را ببینم چون در سفر قبلی به فرانکفورت موزه ارتباطات آنرا ندیدم وبعد فهمیدم چه اشتباهی کردم .... با توجه به اینکه ساعت از 6:00 بعد از ظهر هم گذشته بود قطعا این موزه بسته بود .در این مسیر وبا طی 5-6 دقیقه پیاده روی میتوانستم  علاوه بر دیدن موزه ارتباطات ( اگر باز بود )  چک پوینت چارلی ، توپوگرافی آف ترور ،دیوار برلین،  موزه چک پوینت چارلی ، موزه Terabi و برلین های فلایر Berlin Hi Flyer را هم ببینم  اما به چند دلیل منصرف شدم 1- باتری دوربینم دیگه داشت تمام میشد وقطعا اینهمه دیدنی را نمیتوانستم عکس بگیرم به ویژه Berlin Hi Flyer که در موردش توضیح خواهم داد 2- موزه ارتباطات بسته بود و باید این راه را یکبار دیگر بخاطر موزه می امدم 3- وضعیت جسمانیم خیلی خوب نبود و داشتم کم کم بی رمق میشدم ...کمی تب داشتم ...داروهایم در چمدانم بود و دو روز بود دارو نخورده بودم در مسیر شرق میدان پتسدامر و در مسیر خیابان Leipziger Straße  حرکت کردم   Straße  ( ِاشتراسه یا شتراسه ) به معنای خیابان یا همان Street در انگلیسی هست ،حالا که اینجا امدم حداقل مسیر را ببینم تا برای دفعه بعد برایم آشنا تر باشد ....در این مسیر وارد یک داروخانه شدم و از متصدی انجا برای سرفه های شدیدم شربت سینه  و برای سردرد وتب قرص خریدم ....شربت 8.5 یورو و یک ورق قرص  5 یورو + یک دستمال کلینکس جیبی که البته اشانتیون بود ! سوپروایزر داروخانه تاکید کرد که حتما یک عدد قرص و یک قاشق شربت را همین الان بخورم ...همین کار را کردم .......تا وقتی میرسم هتل کمی بهتر شده باشم ......به موزه ارتباطات برلین رسیدم Museum für Kommunikation Berlin  همانطور که حدس میزدم موزه بسته و تا ساعت 5 بیشتر باز نبود .موزه ارتباطات دقیقا نبش خیابان Mauer  بود .اگر همین خیابان را بسمت جنوب میرفتم به چک پوینت چارلی میرسیدم اما نرفتم چون آخرین شارژ دوربینم برای عکسهایی از ساختمان موزه ارتباطات تمام شد در نتیجه در همان مسیر بسمت شرق رفتم تا از پشت شهرداری برلین به الکساندر پلاتز برسم ....در این مسیر چیز خاصی نبود یعنی میدونستم چیزی نیست اما به قصد دیدن خیابانها و بافت شهر برلین و فرهنگ آن این مسیر را پیمودم ....

Museum für Kommunikation Berlin

موزه ارتباطات برلین

درمسیر راه از یک فروشگاه مقداری نان پنجره ای فرانسوی خریدم و در طول مسیر میخوردم ، شیرین بود و خوشمزه .... نوشیدنیها در برلین بنظرم گران می امد ...نوشابه کوکا یا پپسی 500 CC  به قیمت 2.7 یورو  آب معدنی  2.6 یورو فقط نوشابه شوئپس 2 یورو بود ........ هوای دم غروب کمی سرد بود و سوز داشت. این سرما بیشتر سینه ام را آزرده میکرد اما دیدن برلین این آزردگی را به فراموشی می سپرد  و از درد آن می کاست. بعداز تقریبا یک ساعت پیاده روی دیگه واقعا داشتم از پا درد غش میکردم و بیشترش بخاطر عادت نداشتن پاهایم به این کتانی جدید بود ...از پشت ساختمان شهرداری برلین به نزدیک فواره نپنتون برنن رسیدم و روی یکی از نیمکتها نشستم وکفشهایم را در آوردم ....نفس راحتی کشیدم پس از کمی استراحت دراین محله بسمت ایستگاه الکساندر پلاتز رفتم تا به هتل برگردم .....در ایستگاه تعدادی فارسی زبان که به نظر میرسید افغانی و یا ایرانیهای بی خانمان شهر برلین هستند و شاید هم پناهجو ، در حال داد و فریاد و مسخره بازی و هرو کر کردن بودند ...از کنارشان بی توجه و بدون کوچکترین نگاهی گذشتم ...شرم اور بود بگویم با شما ها هم زبانم ...حرکات و چهره ای ارازل مانند داشتند .....به هتل رسیدم ...متاسفانه هنوز چمدانم به هتل نرسیده بود ...از متصدی هتل در مورد شارژر موبایل سوال کردم که متاسفانه فقط شارژر های اپل داشتند ....و گفتند باید بروی الکساندر پلاتز واز فروشگاه SATURN که یک فروشگاه بسیار بزرگ لوازم صوتی وتصویری وموبایل است شارژر بخری ....آخرین شارژ تبلت را هم با همسرم صحبت کردم و پس از صرف شام مختصری در یکی از رستورانهای اطراف هتل و با حال بسیار مریض به اتاقم رفتم تا استراحت کنم ...شاید فردا صبح چمدانم بدستم برسد .....بسیار بسیار خسته شده بودم اینهمه جا را در یک روز رفتن واقعا خیلی انرژی میگیرد ..... و قطعا اگر این اطلاعات را در اختیار نداشتم ، کمتر از نصفشان را هم نمیتواستم  ببینم ......نمیدانم کی خوابم برد اما آرام به خوابی رفتم که گویی سالهاست خوابیده ام ......

                                                  

ادامه دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 آذر 1396 03:58 بعد از ظهر
ممنون از اطلاعات خوبی که قرار دادید
شهرام خواهش میکنم
دوشنبه 8 آبان 1396 11:05 بعد از ظهر
آیا قابلیت جدیدی اضافه شده
شهرام چه قابلیتی منظورته ؟
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:35 قبل از ظهر
I am actually glad to read this blog posts which contains tons of useful data,
thanks for providing such data.
شنبه 14 مرداد 1396 12:14 قبل از ظهر
Hello There. I found your blog the usage of msn. This is a very smartly written article.
I'll make sure to bookmark it and return to learn more of your useful info.
Thanks for the post. I'll definitely comeback.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 09:04 قبل از ظهر
I always emailed this web site post page to all my friends, because if like to read it then my contacts will too.
شهرام so good ...do you know Persian?
پنجشنبه 10 دی 1394 04:32 بعد از ظهر
سلام
این لگو که خریدید چه فرقی با لگو های که ایران است داره نوه ام مدتی خواسته سفر بعد براش لگو بخرم شاید از چین بخرم اگه اطلاعاتی دارید بنویسید
با سپاس بیکران
شهرام سلام فکر نکنم فرق زیادی داشته باشه البته اگر اینهاییکه تو ایران هستند مال همین شرکت LEGO باشند...تنها فرقی که من فکر میکنم داشته باشن تنوع ، کیفیت و جنس قطعاتش باشه ...البته میدونید که رنگ استفاده شده در اسباب بازی کودکان نقش مهمی در سلامتیشون داره

موفق باشید
چهارشنبه 9 دی 1394 03:52 بعد از ظهر
خدایی دمت گرم ،خیلی باحال نوشتی ،کامل شیری که خوردی حلالت جوون
شهرام خواهس میکنم ....محبت دارید آقا میلاد ....
دوشنبه 7 دی 1394 11:32 قبل از ظهر
سلام مطالب خوبی داری اگه دوست داری وبلاگ رو تبلیغ کنی به وب من بیا و لینک وبلاگتو ثبت کن تا رتبط بره بالا
دوشنبه 7 دی 1394 11:10 قبل از ظهر
خیلی دوست دارم تبادل لینک داشته باشم.بهم سر بزن اگه خوشت اومد تبادل انجام بده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com