تبلیغات
خاطرات من از سفر به اروپا - خاطرات سفر به آمستردام (قسمت دوم ) 2010
ساعت حدودا 9:30 به وقت محلی بود که به فرودگاه شیفول Schiphol آمستردام رسیدیم  هوای آمستردام ابری بارانی  و دمای آن طبق اعلام کاپیتان 14 درجه بالای صفر بود . پس از توقف کامل هواپیما از تونل مخصوص وارد سالن ترانزیت شدیم هنوز بطور کامل از تونل خارج نشده بودیم که اکثرقریب به اتفاق آقایان بالای 18سال و محدوده میانسال ، توسط پلیسهای فرودگاه مورد سوال قرار گرفتند
یکی از انها من بودم که مورد سوالات  یک پلیس سیاهپوست با قامتی کوتاه و چهره ای که به هندیها ویا بنگلادشیها شباهت داشت قرار گرفتم .یکی از دلایل این همه پلیس در مقابل تونل ، ، ورود مسافر از طریق یک پرواز ایرانی بود  مشابه این اتفاق برای یکی از دوستانم که به دوبی سفر میکرد نیز افتاده بود که پروازهای ایرانی ،تحت بازرسیهای  امنیتی ویژه ای قرار میگیرند حتی از آنها  انگشت نگاری و Eye Scan بعمل آورده بودند ! !   ( متاسفم ! ! از اینهمه بی اعتباری ) .....حدودا ده دقیقه ای به سوالات متعدد ایشان پاسخ دادم  اعم از دلیل سفر ، مدت اقامت ، شغل و سمت سازمانیم در ایران و معامله تجاری که قرار است با شرکت بلژیکی انجام دهیم و هزار چیز دیگر .... پس از بررسی تک تک  مدارک ( پاسپورت + ویزا + بلیت برگشت + دعوتنامه + رزرو هتل محل اقامت + کارت ویزیت ) اجازه داد تا در صف ورود به منظقه شنگن و بعبارتی ورود به آمستردام بایستم ! ! در صف نیز چندین نفر غیر اروپایی و چندین ایرانی جلوی من بودند که متاسفانه رفتار مناسبی نداشتند و دائم در فکر سبقت از یکدیگر بودند ! نوبت من شد افسر جوانی با موهای کوتاه و بور  چشمانی سبز  از داخل اتاقک شیشه ای و از طریق میکروفون و بلندگو سلام  گفت ، پس از دقایقی که پاسپورتم را از آخر به اول و اول به آخر چندین بار مرور کرد ! ! با توجه به تعداد ویزاها اعم از سینگل ومالتی ، سوالاتش را همانند پلیس سیاهپوست  شروع کرد البته پاسخ ها را خیلی جامع تر و با مدرک میخواست ،  تازه متوجه شدم که نباید با ویزای کشور دیگری وارد یک کشور دیگر میشدم  آن هم کشوری مثل هلند ! مرزی مثل آمستردام که به مرز قاچاق مواد مخدر در اروپا و دنیا شهره است ! از نظر قانونی اشکالی وجود نداشت ولی این حق برای کشور مبدا محفوظ بود که حتی با وجود ویزا شنگن و ویزاهای معتبر قبلی مختار به صدور مجوز ورود باشد یا نباشد .اینها را همان افسر جوان برایم توضیح داد  و همچنین پاسخ این پرسشها را از من میخواست : آیا میدانی در آمستردام استعمال مواد مخدر آزاد است ؟ آیا میدانی روزانه چند نفر به جرم قاچاق مواد مخدر در این فرودگاه دستگیر میشوند ؟  البته خیلی کم  اینها را میدانستم چیزهایی در این باره از دوستم حامد شنیده بودم ولی فکر نمیکردم این طور باشد..... اما پس از ورود به شهر و گذر از منطقه رد لایت یا همان چراغ قرمز همه چیز دستگیرم شد ..... تازه دلیل سخت گیری مامور بازررسی فرودگاه امام را فهمیدم و همین طور دلیل اینهمه پرسش وسوال و کنترل مدارک توسط پلیس هلند ! ! ! .....رزرو هتل نداشتم و فقط مکاتباتی را که از طریق ایمیل انجام داده بودم بعنوان مدرک ارائه کردم .....نمیدانم در هولوگرام ویزای من چه اشکالی وجود داشت که به دقت و با ذره بین چشمی توسط چندین مامور دست به دست و بررسی شد ! ! تفتیش بدنی انجام نشد ولی دستگاهی که برای بررسی و کنترل از آن گذشتم صدها برابر از تفتیش بدنی دقیقتر بود  باید در جاهای ویژه ای که علامت کف پا وجود داشت  می ایستادیم ، پاها باز ودستها نیز بصورت نیمه باز و بسمت بالا ،دریک ثانیه اسکنر در زاویه ای خاص تمام بدن شما را اسکن میکرد ...این سیستم امنیتی بیشتر بدلیل کنترل ورود و یا خروج  مواد مخدر قرار داده شده بود

ادامه دارد


تاریخ : سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 | 12:41 بعد از ظهر | نویسنده : شهرام | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.