تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - سفر به پاریس ( Honeymoon ) قسمت اول 2009
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان
بعداز اینکه نتونستیم سال گذشته در زمان خودش بریم ماه عسل تصمیم گرفتم هر طور شده این مورد را به نحو احسن انجام بدم رو این حساب دور مسافرتهای داخلی و کشورهای همسایه به ویژه امارات( دوبی... که متنقرم از رفتن به اونجا و ریختن پول تو حلق این عربها ....) را یک
بعداز اینکه نتونستیم سال گذشته در زمان خودش بریم ماه عسل تصمیم گرفتم هر طور شده این مورد را به نحو احسن انجام بدم رو این حساب دور مسافرتهای داخلی وکشورهای همسایه بویژه امارات( دوبی... که متنقرم از رفتن به اونجا وربختن پول تو حلقوم این عربهای خودشیفته ....) را یک خط قرمز پررنگ کشیدم وتصمیم گرفتم برنامه سفر اروپا را بچینم.....به هرحال پیش زمینه های لازم را فراهم کردم فقط مهمترین بخش ویزا بود که  کی واز کجا بگیرم و شروع کنم ....از اونجایی که همسرم دوست داشت هلسینکی را ببینه  ، زحمت این  قسمت از کار را هم از طریق دوست خوبم حامد که قبلا معرفی کردم انجام شد و دعوتنامه ای برای ما از فنلاند گرفت که 50 درصد قضیه بود ....حالا تهیه مدارک ....من مشکلی نداشتم چون هم یکبار این پروسه را طی کرده بودم هم اینکه فعالیت کاری شرکت ما دقیقا مرتبط با فعالیت دعوت کننده بود ...مشکل عدم تطابق فعالیت شرکتی  بود که همسرم اونجا شاغل بود ...بهرترتیب مدارک اولیه را آماده کردیم وجهت ارائه به سفارت تحویل دادیم وبرای مصاحبه اینبار نه در خیابان آقا بزرگی بلکه در خیابان شریعتی -خیابان شهید میرزاپور حاضرشدیم ....بازهم چهره مثبت ومهربان آقای طهماسبی ....احساس آرامش میکردی که حتما ویزا صادر میشه .....نوبت من رسید .....رفتم داخل اینبار مصاحبه کننده فنلاندی نبود ...آقایی ایرانی .....ولی کل مصاحبه به زبان انگلیسی...همون سوالات ...وسوالات جدید تر چرا همسرت هم باشما میاد ؟ چه ارتباطی بین شرکت ایشان با شرکت دعوت کننده هست ؟ واز این جور سوالات .....وجوابهایی که قطعا مورد تایید سفارت نبود .....آخر سر مصاحبه کننده خسته شد و به فارسی گفت : آقابابد مدرکی بیاری که نشون دهنده ارتباط کاری همسر شما با فعالیت کاری  دعوت کننده  باشه .....نمیدونم چی شد که فی البداهه گفتم ایشون مشاور من در امور اتوماسیون صنعتی شرکت خودمون هستند ...وگفت خوب قرار داد کاری ومشاوره ایشون رو ارائه بدید !!!..گفتم من با همسرم قرار رسمی ثبت شده ای ندارم ! ! ...در واقع به نوعی همینطور هم بود چون واقعا در اغلب امور مربوط به اتوماسیون صنعتی ایشون به من کمک میکردند ....به هرحال نوبت همسرم شد ودر حدود چند ثانیه گفتم بگو مشاورم  هستی وسوالات را درست جواب بده .....همین ....مصاحبه تموم شد ورفتیم وقرار شد در صورت تایید صدور ....بلیت وبیمه سفر هم تحویل بدیم .....چند روز بعد تماس گرفتند وگفتند باید پرینت حساب بانکی همسرم هم با ریز تراکنشها وترجمه انگلیسی بدیم + کپی سند یک ملک که بنام همسرم باشه ! ! ....شاید فکر کردن ما قرار نیست برگردیم ! ! ! ...به هرحال مدارک را تهیه وتحویل دادم ویه جورایی ناامید از صدور ویزا برای همسرم .....حامد میگفت اگر برای همسرت ویزا صادر نشه تنها میری ؟ گفتم نه بابا تمام این برنامه فقط بخاط اونه ....خلاصه یک روز صبح حدود ساعت 11  همسرم  با خوشحالی زنگ زد که از سفارت تماس گرفتن و با ویزای من بمدت 6 ماه مالتی وهمسرم 14 روز سینگل موافقت کردن ......از خوشحالی داشتم بال در میاوردم ....با تمام انرژی شروع به تدارک مقدمات سفر کردیم ... با خودم فکر کردم بهتره کل این دوازه سیزده روز را فنلاند نمونیم وسری هم به فرانکفورت بزنیم چون در خاطرات  سفر دکتر ریتالین در"  سایت عصر نوشتن  " فرانکفورت را خیلی جالب وزیبا توصیف کرده بود.........جالب اینکه با زهم سفر ما در ماه جولای انجام می شد ...بلیت را برای تهران -هلسینکی -فرانکفورت -تهران به قیمت 750هزارتومن برای هرنفر گرفتم.....اکونومی کلس .... از  آژانس مسیح پرواز  .... ترکیش ایرلان.... قیمت یورو در اون زمان 1475 تومن بود ! !  ....ساعت پرواز 7:30 صبح به وقت تهران....13 جولای 2009 ....قبلش در مورد رفتن به پاریس زیاد تحقیق کرده بودم ...حقیقتا اونموقع هم اینقدر سایتهای خاطرات سفر و اینجورچیزا نبود ....یا حداقل خیلی کم بود....رفتنمون به پاریس خیلی قطعی نبود ولی تمام راهها برای رفتن به پاریس وشرایط رو چک کرده بودم ...حتی چندتا هتل را هم مشخص کرده بودم که داستان وین سرم درنیاد.....بلیت را که به سفارت دادیم در مورد برگشت از آلمان اعتراض کرد وتوضیحات لازم را دادم وخوشبختانه پذیرفتند.....ساعت حدود 2:30 بعد از ظهر پاسپورت ویزا خورده را تحویل گرفتم وبرگشتم .......شب قبل از سفر بود اینبار با دقت کامل وچندین بار مدارک را چک کردیم تا تجربه تلخ قبل تکرار نشه ....روز 13 جولای ساعت 5:30 صبح رسیدیم فرودگاه....................

 

وپس از تحویل بار ، در کافی شاپ فرودگاه گذارن وقت کردیم .... تازمان پرواز ...به طرز عجیبی اظطراب داشتم ....دلهره امانم را بریده بود ...شاید در کلامم نیز این استرس  کاملا مشخص بود ..... خوشحال بودم  خیلی خیلی .....این دو حس بدجوری باهم درجنگ بودن ...نمیدانم چرا ...... شایدم خوشحال بخاطر  وفا به قولی که به همسرم داده بودم ومظطرب از چیزی که نمیدانستم چیست ؟ ......... زمان پروار کم کم داشت میرسید.... واقعا چه حس عجیبی داشتم چیزی که مشخص بود اینکه ضربان قلبم طبیعی نبود قطع به یقین 20% بالای حد طبیعی میزد ......از آخرین گیتهای امنیتی هم بدون هیچ مشکلی گذشتیم اینجا بود که این شعر معروف بسیار سفر باید تا پخته شود خامی ..... مصداق داشت ...سفر قبل با الان چقدر تفات داشت ...نه اصلا حتی نمیخوام فکرشم بکنم که الان یک دونه از اون مسائل اتفاق بیافته ..........

سوار هماپیما شدیم Airbus -A300 طبق معمول روی بال ! ! با کمی تاخیر تهران را به مقصد استانبول فرودگاه آتاتورک ترک کردیم وحدود ساعت 9:40 بود که رسیدیم استانبول

 فرودگاه آتاترک استانبول

همان

پس از عبور از بازرسی به سالن ترانزیت رسیدیم ...مقصد هلسینکی ....حدود ساعت 10:40 بود که از  استانبول  هم بدون خروج از سالن ودیدن شهروبه شوق دیدن هلسینکی پریدیم

! ! !

                                            درحال عبور از روی دریای سیاه

با خودم حتی به رفتن دوباره  به تامپره فکر میکردم شاید بد نبود همسرم هم آنجا را میدید ....اصلا یک روز را اختصاصا میرفتیم نوکیا ...چون من هم تنوانسته بودم بروم ....در این اوهام بودم که رفتن پاریس را هم در ذهن مرور میکردم ....شوق دیدن شهر عشاق از نزدیک ...برج ایفل ....کلیسای نوتردام ...موزه لوور...همه این افکار در درونم غوغایی کرده بود ...کل سفر 10   12 روز و اینهمه برنامه ؟ به هرحال وصف العیش نصف العیش بود .....مانیتور هواپیما هر لحظه مسیر پرواز وزمان باقیمانده وشرایط جوی بیرون را گزارش میکرد ....به نظر نزدیک بودیم ...کمتر از نیم ساعت دیگر در هلسینکی به زمین می نشستیم .....اوضاع جوی در هلسینیکی طبق گزارشات مانیتور شده بسیار بد بود ...همانند دفعه قبل ....باد وباران ...چقدر بد   اه ....دراین هوا که نمیشود آنطور که باید وشاید گشت وگذار نمود؟

فرودگاه بارانی هلسینکی وانتا

در حال تخلیه بار هواپیما

بیرون سالن ترانزیت فرودگاه هلسینکی وانتا

همان

چاره ای نبود قبل از سفر هم هوا را چک کرده بودم بارانی وآفتابی وبرخی مواقع نیمه ابری بود ...به تصور تجربه قبل که ممکن است زودگذر باشد ...آرام شدیم ....پس از خروج از هواپیما به گیت بازرسی  جهت ورود به منظقه شنگن رسیدیم بازهم به تجربه قبل به همسرم گفتم شما اول برو که اگر مشکلی پیش آمد من رفع ورجوع کنم ......پلیس علیرغم محجبه بودن همسرم حتی نگاه هم به ایشان  نکرد و مهر ورود را بر ویزا زد ونوبت من شد ...تنها ویزای قبلی را نگاه کرد .......مهر ورود بر برگه ویزا نقش بست و من هم رد شدم ورفتیم جهت برداشتن بار ...که خوشبختانه در یکی دو دقیقه اول ساکها را برداشتیم ...........

سالن تحویل بار

همینطور که ساکها را با خودمان میکشیدیم که خارج شویم ، به وضعیت هوا هم که در مانیتور اعلام شرایط جوی سالن فرودگاه اعلام میشد نگاه میکردیم ...پیش بینی چند روز آینده همانطور بارانی همراه با وزش باد بود ....باران اروپا چیزی فراتر از بارانهایست که تاکنون دیدید وقتی شروع میشه واقعا بدون چتر و پوشش مناسب امکان تردد خیلی سخت میشه ..یه چیزی تو مایه های سیل ! ! اما لحظه ای ....دیدم اینطور فایده نداره حتی تا پای اتوبوس هم برای رفتن به داخل شهر هلسینکی رفتیم اما هوای بارانی و لحظه ای آفتابی  - لحظه ای ابری هلسینکی منصرفمان کرد ...من خیلی از هوای بارانی سرد خوشم نمیاد ...هوای هلسینکی  روزهای عادی بهاری وتابستانی حداکثر 20 درجه ست یکم که باد هم بیاد سرمایش اصلا به دل نمیشینه .....دوباره برگشتیم توسالن وتصمیم گرفتیم بریم پاریس .....ساعت حدود 1:30  2 بود ....به باجه های ایرلاینهای  مختلف فروش بلیت مراجعه کردیم برای امروز یا حداقل از این ساعت به بعد پروازی برای پاریس نداشتند ....قبل از مسافرت در مورد سفر به پاریس خیلی تحقیق کردم شرکت SAS یا Scandinavian Airline System که قبلا سرچ کرده بودم پروازبه پاریس را در برنامه بعد از ظهرش داشت .....با کمی جستجو دفتر فروش آنرا پیدا کردم و از متصدی فروش که خانم خوش برخوردی هم بود ، داشتن بلیت برا یپاریس را پرسیدم ...طبق برگه پرینتی که قبلا تهیه کرده بودم ساعت 6:30 بعداز ظهر پرواز داشت...چقدر دقیق ..همون ساعت را اعلام کرد وگفت که داریم اما با دو کانکشن...هلسینکی -کپنهاگ -پاریس -قیمت برای دونفر یکطرفه 360 یورو .....پرینت را نشان دادم گفتم در سایت قیمت 320 یورو اعلام شده وپاسخ داد بله اگر بصورت اینترنتی خرید میکردید ...اما منم حقوق میگیرم وحقوق ما از این اضافه قیمت تامین میشه ! ! جالبه بدونبد تو اروپا بابت کوچکترین خدمات پول ومالیات میگیرن ...اما خوب در ازایش رفاه اجتماعی مناسبی تامین میشود ....بلیت را به مقصد پاریس خریدیم ورفتیم تا چرخی درسالن بزنیم وتجدید خاطرات سال قبل .....اما با کلی ساک ولوازم خیلی سخت بود درنتیجه رفتیم تا بار را تحویل بدیم ...همینطور که در سالن میرفتیم دخترجوان وکم سن وسالی که یونیفرم تنش بود نزدیک رسید وگفت :" میتونم کمکتون کنم ؟" وبعد که بلیت را بهش نشون دادیم ما را برد بسمت دستگاهی برد که بلیت را ok و بردینگ صادر میکرد در واقع لیبل بار ، تایید بلیت و انتخاب صندلی را هم پای همون دستگاه انجام دادیم .....جلوی دستگاه ترازویی بود که قبل از صدور بردینگ بار شما را از نظر وزن مجاز تایید میکرد وبعد با وارد کردن شماره پرواز واسم ومشخصات ، بردینگ پس  صادر میشد وبعدش بار را از ایستگاهی دیگر تحویل میدادی...اینطوری یه جور صرفه جویی در هرینه نیروی انسانی نیز شده بود و خیلی مرتب ومکانیزه تر ....دیگه دستمون سبک شده بود ومیتونستیم راحت بچرخیم ...اگر یادتون باشه تو سفر نامه فنلاند گفتم که سال بعد هم آمدم فنلاند وبازهم نون فنلاندی خریدم !!....الان همون لحظه بود ....مقدار زیادی نان فنلاندی خریدیم طوریکه وقتی آمدیم ایران تا مدتها تو فریزر موجود داشتیم ! ! !....زمان پرواز رسید وباید به سمت گیت خروج وسوار شدن هواپیما به مقصد کپنهاگ میرفتیم ...تقریبا دو ساعت راه تا کپنهاگ بود ......سوار هواپیما شدیم وآرام آرام فرودگاه بارانی هلسینکی وانتا راترک کردیم 

! ! !


لحظه عبور از روی دریای بالتیک و رنگین کمان زیبا که شکار لحظه ها شد

پس از حدود 2ساعت پرواز به فرودگاه کپنهاگ رسیدیم  هوای کپنهاگ هم مثل هلسینکی بارونی وابری ....... بنظرم این فرودگاه خیلی خارج از شهر ودر وسط بیابان بود ! !دورتا دورآن برهوت ! !

فاصله زمانی تا پرواز بعدی حدود نیم ساعت بود ....پس از عبور از چند سالن وارد سالن اصلی فرودگاه شدیم

! ! !

بسمت گیت مورد نظر رفتیم ودر قسمت انتظار منتظر رسیدن زمان پرواز .......ساعت چند دقیقه ای از7:30 بعدازظهر گذشته بود مسافران درصف ایستاده بودند تا پس از کنترل نهایی سوار هواپیما شوندو ماهم رفتیم ودرصف ایستادیم وپس از خروج از آخرین گیت بازرسی سوار هواپیما شدیم ..... حدود ساعت8:12 بود که به مقصد پاریس ،کپنهاگ را ترک کردیم .....

داخل هواپیما خیلی سرد بود ...برای همسرم تقاضای پتو کردم ....خیلی جالب اینکه دراین پروازها هیچ چیزی سرو نمیشود ! ! تمام خدمات مشمول پرداخت هزینه هستند ! !! پس از چند دقیقه از پرواز ، مهماندارد با همان تشکیلات توزیع غذا آمد و فقط چند نوع ساندویچ سرد ، آبجو ،مشروب ونوشابه داشت ! ! !  همسرم از همان ابتدای سفر قید خوردن گوشتهای بدون دانستن شرایط ذبح را زد و از خوردن غذاهای مجهول الهویه ( حلال ) امتناع کرد (احترام به عقاید افراد واجب است این را جدا بعنوان یک اصل بپذیرید ) وقتی بر آسمان کپنهاگ بودیم هوا همچنان روشن وآفتابی بود وهرچه به پاریس نزدیکتر میشدیم ، رفته رفته بر تاریکی شب افزوده میشد......ساعت 10:30 شب بود که در فررودگاه شارل دو گل فرود آمدیم ...

در زمان landing هرچه از بالا در میان چراغهای روشن شهر بدنبال برج ایفل گشتم پیدایش نکردم ....پس از فرود کامل وبدون هیچ کنترلی به قسمت Baggage جهت تحویل بار رفتیم ...فرودگاه خلوت خلوت بود ظاهرا آخرین پرواز مابودیم ! ! !

فرودگاه خالی از مسافر شارل دوگل ساعت 10:43 دقیق شب 13جولای 2009

پس از برداشتن بارمان بسمت خروجی  وسوار شدن به تاکسی برای  رفتن به هتل راهی شدیم ....

 

نگران بودم وتجربه پر بودن اغلب هتلها در وین در ماه جولای که ابتدای  های سیزن  اروپا ست بر این نگرانی می افزود ... اینجا که پاریس و توریستی تر وشلوغ تر ......به هرحال ما غریب بودیم ونگرانی من طبیعی بود....شب هنگام هم که بود بیشتر بر این دلهره میافزود ...تمام مسافران بسرعت برق از فرودگاه خارج شدند ...حتی یکنفر هم دیده نمیشد ...انگار مانند یک فروشگاه همه جا بسته بود ! ! ! از کیف لپ تاپم آدرس هتل هاییکه قبلا پیداکرده بودم بیرون اوردم ....   پس از خروج کامل سریعا سوار تاکسی شدیم وآدرس هتل اول را به راننده دادم .... هتل Gambetta ...در سایت بوکینگ با قیمت مناسبی فقط انتخابش کرده بودم هیچ رزروی انجام نشده بود .....راننده که یک عرب آفریقایی تبار بود با لهجه عربی سلام علیک کرد ( بدلیل محجبه بودن همسرم متوجه مسلمان بودنمان شد ).پرسید عربی بلدی ؟ وبه انگلیسی گفتم نه ؟ واوهم با لهجه عربی شروع کرد به انگلیسی صحبت کردن ...البته در حد روستا ! ! دقیقا مانند لهجه سعید جراح در فیلم LOST ! ! ! شروع کرد به توضیح دادن در مورد پاریس ونحوه خرید بلیت ارزان چند روزه مترو ، رستورانهای حلال ،جاهای دیدنی ، واز همه مهمتر سارقین وجیب برهای پراکنده در سطح شهر بویژه اماکن شلوغ توریستی وهرچه که میدانست واینکه فردا 14 جولای جشن ملی فرانسه ودرواقع سالروز انقلاب کبیر فرانسه وسقوط باستیل و......به هتل رسیدیم حدودا 25 دقیقه در راه بودیم باز هم هرچه بدنبال برج ایفل گشتم پیدایش نکردم که البته طبیعی بود ما از سمت شرق پاریس وارد شده بودیم وبرج ایفل در غرب پاریس قرار داشت ....این را صبح فردا متوجه شدم ! ! !  ....به هتل رسیدیم ...هتل لیلاس گامبتا ......

هتل ! ! !

راننده با حس دلسوزی و همکاری خیلی خوبی بار ما را تا جلو رسپشن هتل آورد...البته مسئول رسپشن در پشت پیشخوان خواب بود ودرب نیز بسته که باصدای زنگ ما بیدار شد ....راننده گفت من منتظرمیمانم اگر جا نداشت جای دیگری میریم ...چقدر مهربان ....خوشبختانه یک اتاق دونفره موجود بود ...البته با قیمتی بالاتر از مقدار درج شده در سایت ! ! ! هتل تاپی نبود ...مثلا سه ستاره ...ولی انگار ستاره هایش حلبی بود ! ! ! چاره ای نبود ساعت از 11:30 هم گذشته بود به همسرم گفتم امشب را میمانیم وفردا جای بهتری خواهیم رفت .....رسپشن هتل هم عرب بود البته مراکشی ....وچند کلمه ای با راننده صحبت کرد ...ظاهرا راننده سفارش ما را کرده بود ...38 یورو بابت کرایه مطابق با عدد نشانداده شده روی تاکسیمتر به راننده پرداخت کردم ...البته خودش گفت ومن هم همان را پرداخت کردم .....پس از سوار شدن در آسانسور تنگ وکوچک جلوی اتاق رسیدیم ......هیچ چیز بهتر ومهیا تر ازخواب نبود ...فردا صبح برنامه زیادی برای گشت وگذار داشتیم ................پایان قسمت اول

ادامه دارد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 فروردین 1397 02:59 بعد از ظهر

Whoa many of great information.
cialis manufacturer coupon viagra cialis levitra cialis generico cialis 30 day sample cialis patent expiration cialis pills boards 200 cialis coupon safe dosage for cialis only now cialis 20 mg cialis tablets australia
چهارشنبه 19 مهر 1396 07:28 بعد از ظهر
تا سایت بسیار جالب! مرد.. عالی..
شگفت انگیز.. من وب سایت خود را نشانه گذاری و تغذیه را
همچنین؟ من خوشحالم که اطلاعات زیادی در این زمینه در اختیار شما قرار می دهد، ما می خواهیم تکنیک های بیشتری در این زمینه بسازیم، از شما برای به اشتراک گذاری.
.....
شهرام موفق باشید
Good luck
پنجشنبه 6 مهر 1396 10:28 قبل از ظهر
خیلی خوب بود ممنون
شهرام خواهش میکنم
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:15 قبل از ظهر
This is my first time pay a quick visit at here and i am genuinely pleassant
to read all at one place.
یکشنبه 4 تیر 1396 11:21 بعد از ظهر
ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین در آیا واقعا حل
و فصل درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع
قادر به من مؤمن متاسفانه فقط برای کوتاه در
حالی که. من این مشکل خود را با فراز در مفروضات و شما خواهد را سادگی به کمک پر همه کسانی شکاف.
در صورتی که شما که می توانید انجام من خواهد قطعا تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
شهرام دوستانی که این نظر را خوندن اگر چیزی متوجه شدن به من هم بگن لطفا
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:20 بعد از ظهر
I'm not sure exactly why but this website is loading very slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a problem on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
شهرام
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:18 قبل از ظهر
It's an amazing article for all the online users; they
will get benefit from it I am sure.
سه شنبه 21 مهر 1394 03:55 بعد از ظهر
با ثبت وبلاگ خود در بزرگترین بانک وبلاگ های ایرانی بازدید خود را چندین برابر کنید..
سه شنبه 21 مهر 1394 09:06 قبل از ظهر
ما الگوریتم جدید گوگل را کشف کردیم
.
.
.
لاین بلاگ اولین سیستم وبلاگ دهی رایگان و سازگار با الگوریتم جدید گوگل می باشد
تمام وبلاگ های ایجاد شده در لاین بلاگ در خطوط اول گوگل هستند
شما هم یک وبلاگ پربازدید داشته باشید
با ساخت وبلاگ در لاین بلاگ مطالب شما در صفحات اول گوگل خواهد بود
فقط یک بار امتحان کنید
ما وبلاگ شما را رایگان سئو می کنیم

http://lineblog.ir/
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com