تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - سفر پنجم به پاریس و شرکت در کنسرت GipsyKings قسمت پنجم 2015
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان
ادامه قسمت چهارم از استکهلم تا برلین 1:40 دقیقه راه بود ساعت حدود 19:40 بود که به فرودگاه TEGEL رسیدیم هوا کاملا تاریک شده بود . با توجه به اینکه باری برای تحویل گرفتن نداشتم ! !  مستقیما بسمت خروجی سالن فرودگاه رفتم .

فرودگاه تگل  برلین ، Berlin Tegel Airport

فرودگاه تگل - برلین

قبل از مسافرتم تمام مسیرها و نقشه ها را تهیه و کنترل کرده بودم اما برای اطمینان بیشتر ، مسیر رسیدن به هتل را از متصدی هتل پرسیده بودم . از سالن که بیرون آمدم بسمت کیوسک خرید بلیت رفتم ، اول باید سوار اتوبوس TXL BUS میشدم وبعد ایستگاه Beusselstraße (بخوانید بُویسِ اِشتراسه ) پیاده وسوار مترو S41 میشدم ...

Tegel airport TXL BUS

ایستگاه اتوبوس

تجربه قبلی از مترو فرانکفورت کمی نگرانم کرده بود سیستم مترو آلمان و اتریش پیچیده تر از سایر خطوط مترو در اروپاست و اگر منطقش را ندونی راحت گم میشی از یک خط چند مسیر با شماره های مختلف عبور میکنن ودر یک ایستگاه چندین مسیر وجود دارد....خوب شب هم بود منم خسته و مریض بیشتر اضطراب داشتم ....خوشبختانه پول خرد همراهم بود قیمت بلیت یکطرفه  مترو 2.7 یورو بود که میشد در اتوبوس هم ازش استفاده کنی .در مقابل دستگاه ایستادم که بلیت بخرم ...یکی از مسئولین فرودگاه اومد وبا زبان آلمانی شروع به حرف زدن کرد و من به انگلیسی جواب دادم که دارم بلیت میخرم ( البته اصلا نفهمیدم چی گفتا ) اون هم دست کرد توجیبش ویک نقشه مترو +یک بلیت بهم داد وگفت اتوبوس داره میره بلیتت را رجیستر کن ( البته اینبار به زبان انگلیسی )بلیت را خودش وارد دستگاه کرد وبعد تحویلم داد و 3.7 یورو پول گرفت 1 یورو بابت نقشه ! گفتم نقشه داردم نیاز به این نیست ولی وانمود کرد چیزی نشنیده ! ! ! سوار اتوبوس زرد رنگی که مسیر حرکتش بطرف مرکز شهر یعنی الکساندر پلاتز بود شدم ...یه چشمم به خیابون ویه چشمم به تابلو ایستگاهها بود که ایستگاه را رد نکنیم و حتی حواسم بود که عکسهایی برای وبلاگم بگیرم

Beusselstraße

ایستگاه  مترو
Beusselstraße

بعد از یک ربع به ایستگاهBeusselstraße رسیدیم ومن دوان دوان وارد ایستگاه مترو شدم ...اولین ورودم به برلین و دیدن این ایستگاه کمی دلم را زد از برلین بعنوان پایتخت آلمان که نظم و نظامش شهره ست توقع دیگری داشتم اصلا قابل مقایسه با فرانکفورت نیست خیلی فرسوده و قدیمی بنظر میرسید! ! کهنگی و فرسودگی ایستگاه حکایت از چند چیز داشت که نمیدانم کدامش مصداق واقعیست 1- آیا اینجا محله پایین شهر است وفرهنگ آن بیش از این نیست 2- آیا آثار ویرانی های جنگ جهانی دوم وجنگ سرد همچنان سایه بر جای جای این شهر دارد ؟ 3- یا انتظار من از برلین فراتر از واقعیت بود  ؟ اما در طول اقامتم در برلین بیشتر به گزینه چهارم ! ! ( همه موارد ) رسیدم چراکه تمام شهر با همین تم خود نمایی میکرد وشما اثری ازفرهنگ مدرنیته واقعی ( حداقل مشابه فرانکفورت که همین فرهنگ ژرمنها در آن جاریست ) نخواهید یافت حتی فرهنگ رانندگی نیز در این شهر دست کمی ازتهران خودمان نداشت ! ! توقف و یا کندی حرکت = بوق ممتد رانندگان پشت سر ! !   این رفتار را در اغلب جاهای برلین دیدم ومختص محله خاصی نبود ....فقط احترام به حقوق عابر رعایت میشود  که البته فکر میکنم بدلیل جرایم سنگین است تا رعایت حقوق شهروندی........! !  عجب ! اینجا برلین پایتخت آلمان ، قدرت اقتصادی شماره 1 اروپا ، مهد تخصص ودانش و نظم و نظام است ؟ بگذریم مثال مرغ  همسایه غاز است و آوای دهل شنیدن از دور خوش است ، بسیار مصداق دارد اینجا و محسوس !..... منتظر ماندم تا مترو S41 برسد...طبق اعلام تابلو 6 دقیقه دیگر ....بعد از آن باید ایستگاه Landsberger Allee  ( بخوانید لندز برگر علی ...علی نوشتم تا آلی خوانده نشه !  Allee به زبان آلمانی یعنی خیابان  ،  همان Avenue انگلیسی ! ) ...

Ring s41 s42

هوا کمی سرد بود ...تقریبا 15-16 درجه سانتیگراد ...سوار مترو شدم ....متروهایی با واگنهای زرد و قرمز ....عریض  ...نسبتا  کهنه و کمی هم کثیف ...قوطی های آبجو که قبلا کوفت شده بود ! ! در انتهای واگن به چپ و راست غل میخورند ! !   .....تابلو LED سبز رنگی که دو سه  ایستگاه بعد را نمایش میداد در بالای واگن نصب شده بود و نام هر ایستگاه و ایستگاه بعد از بلندگو پخش میشد بوقی شبیه سیرن ( آژیر آمبولانس ) با یک تکرار ، هشدار بسته شدن دربها را میداد ( بــــــــی بـــــــــا بـــــی )وبعد مترو حرکت میکرد ....صدای زوزه حرکت مترو کاملا در واگن شنیده میشد .......بعد از حدود نیم ساعت به ایستگاه مقصد رسیدم وبه سمت هتل که اصلا نمیدانستم کدام سمت ایستگاه قرار داشت راه افتادم ...مترو چهار خروجی بسمت سطح زمین داشت و من آخرین را انتخاب کردم ....این قسمت سرپوشیده بود ..بوی بسیار بد و تند ادرار مجال توقف نمیداد ! ! کمی وهم انگیز بود ...همانند فیلمهای جناحی ویا ترسناک تک و توک لامپهای این سالن که سقفی کوتاه داشت سوخته و بعضی از مهتابی ها هم خاموش و روشن میشدند و نور کمی در این فضا حاکم بود ..در واقع بالای این سقف کوتاه چهار راه و تقاطع نسبتا بزرگی بود  که خیابان لندز برگز الی از روی آن میگذشت ....از خیابان گذشتم تا از دور بتوانم همه جاها را ببینم ...چیزی به اسم هتل جنریتور به چشمم نخورد ...قبلا محدوده هتل را در گوگل مپ دیده بودم تا با این فضا آشنا شودم ولی در شب مناظر متفاوت تر بودند ....به هر ترتیب  هتل را نمیدیدم ...دختری در کنار خیابان در حال سیگار کشیدن بود ، از او آدرس هتل را پرسیدم ....ظاهرا یا گیج و مست بود و یا مال اون محل نبود ! ! آدرس چرتی داد که مشخص بود اصلا نمیدونه هتل کجاست ...به انطرف چهار راه رفتم خانواده عرب زبانی در مجاورت من عرض چهار راه را طی میکردند از مرد خانواده آدرس را پرسیدم ..طبق معمول ..عرب هستی ؟( آخه من سبزه هستم....متاسفانه ! !  ) ..گفتم نه ....وبعد دست وپا شکسته گفت نمیدونم شاید اونطرف باشه وبا هم به اونطرف خیابان رفتیم همینطور که در مسیر مخالف اونها حرکت میکردم  برگشتم و دیدم اون آقا داره بسمتم میدوه ...وبا خوشحالی گفت بیا همین جاست..... هتل جنراتور این طرفه .....دمش گرم  ...هتل به این بزرگی وبه این هیبت را چطور از ایستگاه ندیده بودم ....به سمت هتل حرکت کردم ......وارد هتل شدم...هتل بسیار شلوغ و پر هیاهو بود ....از این فضا و موزیک راک در حال پخش ، احساس خوبی داشتم ..عمدتا قشر جوان در این هتل اسکان داشتند و قطعا بخاطر قیمت پایین آن بود ......برگه رزرو را به رسپشن دادم ..دختر و پسر جوان و خوشرویی متصدی بودند و بعداز کمی حال و احوال که راحت رسیدید و از اینجور حرفا ..کارت اتاق را بهم دادند .....موضوع گم شدن بار و احتمال اینکه در این چند روز به هتل برسد را برایشان مو به مو توضیح دادم و آنها نیز در سیستم ثبت کردند تا مسئولین شیفت بعد در جریان باشند .....اتاق 724 .....با آسانسور به طبقه هفتم هتل رفتم وبعد از عبور از چند کریدور به اتاقم رسیدم ....اتاقی مرتب و تمیز و ساده ...خبری از تلفن ، تلویزیون و یخچال و این جور چیزا نبود ...کاملا اکونومی ..اتاقی دوتخته تقریبا 19متر مربع با امکانات کافی و سرویس بهداشتی خصوصی ( این آیتم در این هتل آپشن بود یعنی اتاقهایی بودند فاقد حمام ودستشویی خصوصی و البته خیلی ارزانتر ) این اتاق را از ایران و از طریق آژانس شهرزاد (سایت بریم سفر ) شبی 50 یورو با صبحانه رزرو کرده بودم و به نظرم قیمت بسیار مناسبی بود ....موبایلم باتری نداشت و فقط با تبلت که اونم حدود 60درصد باتری داشت میتونستم تماس بگیرم ...اتاقها فاقد wifi بودند وبرای استفاده از اینترنت باید میومدم تو لابی .....در لابی نشستم و چند لحظه ایی هیاهوی جوانها را نگاه میکردم ...از طریق LINE تماسی باهمسرم گرفتم  وبعد از اون رفتم تا گشتی در اطراف هتل بزنم ...هوا سرد بود وخیابانها هم خلوت ...منم خسته ...برگشتم تو اتاق و ساندویچی را که ازایران در کیف همراهم داشتم خوردم ...از کنار پنجره اتاق بیرون را نگاه میکردم پنجره فقط به اندازه 30 درجه باز میشد .....بدلایل امنیتی ! !  تا شاید کسی نتونه از بالا بپره پایین ! !  ...برلین در دل شب .... اولین چیزی که به چشمم خورد برج مخابراتی Fernsehturm (بخوانید فِرن زی تورم  یعنی برج تلویزیونی ) که به برج الکساندر پلاتز نیز معروفه  ....ایستگاه مترو لندزبرگر الی هم دقیقادر پایین  مقابل پنجره اتاقم!! !.....صدای بوق هشدار بسته شدن دربهای مترو تا اینجا نیز شنیده میشد ! !  .....دیگه باید میخوابیدم تا صبح فردا گشت و گذارم را شروع کنم ...اولین مقصدم برج مخابراتی در  الکساندر پلاتز ، Platz به معنای میدان  است در زبان آلمانی .....

                                                                   * * *

با صدای آلارم تبلتم که روی ساعت 7:00 تنظیم کرده بودم بیدار شدم ......از پنجره بیرون را نگاه کردم هنوز هوا کاملا روشن نشده بود ...برج فرن زی تورم اینبار در شفق صبحگاهی خودنمایی میکرد و پشت سرش کلیسای جامع برلین ....

Fernsehturm de Berlín    alexanderplatz tower

Fernsehturm  از پنجره اتاق من !

landsberger Allee

ایستگاه  landsberger Allee از پنجره اتاق من !

رستوران در طبقه اول بود وباید سریع میرفتم چون با این حجم مسافر ممکن بود آسانسور شلوغ وحتی رستوران هم شلوغتر باشه

Hotel generator berlin

رسپشن هتل

رستوران تقریبا شلوغ بود به محض ورود به رستوران مسئول مربوطه شماره اتاقم را  پرسید ،واقعا صدام در نمی اومد وبا صدایی بسیار خس خسی و پر خش شماره اتاق را گفتم .... خانمی که چهره اش نشان میداد شرق آسیایست ،شماره اتاقم را با لیستی که داره چک میکنه و بعد با لبحند ...بفرمایید .... سینی را برداشتم و اولین صبحانه در هتل جنریتور را مفصل و بطور کامل از همه بوفه استفاده کردم ...انواع نان ،چای ،قهو ونسکافه ،میوه ،سالاد میوه ،کره ، مربا ، شیر ، عسل ،انواع ژامبون ... صبحانه آلمانی واقعا کامله البته این هتل به پای هتل منهتن در فرانکفورت که نمیرسید و من هم توقع نداشتم ولی در حد واندازه خودش به نسبت پولی که دادم و در مقایسه با دیگر هتلهای گران برلین ، خوب بود .....گلو درد داشتم و این موضوع هنگام مکالمه بسیار اذیتم میکرد و سرفه های شدیدی میکرم ...چای زنجبیل لیمو را اتفاقی از میان انبوه چای کیسه ای های موجود پیدا کردم و با عسل مخلوط کردم ...میگن خیلی برای گلو درد و سرما خوردگی خوبه ...و البته هم که بود چون من تاثیر محسوسی ازش دیدم ..حداقل تا سه چهار ساعت گلو و سینه  ام را آرام میکرد......بعد از صرف صبحانه به اتاق برگشتم وآماده حرکت شدم ....

hotel generator berlin

ورودی هتل

hotel generator berlin

به ایستگاه مترو رسیدم ...چقدر راحت و نزدیک بود ....بنظرم دیشب یه کم سخت  هتل را پیدا کردم ....

landsberger Allee

ساختمان آبی و سفید رنگ پشت تابلو همان هتل جنریتور هست که دیشب من ندیدمش  !

Landsberger Allee

همان !
خرید بلیت را باید از دستگاه انجام بدهید باجه بلیت فروشی و یا اپراتور فروش در هیچکدام از ایستگاههای مترو ندیدم...هیچ گیتی برای کنترل  بلیت شما وجود ندارد و شما به محض ورود به ایستگاه میتوانید سوار قطار شوید ولی مامورین بصورت محسوس و نامحسوس در ایستگاهها گاها بلیت شما را چک میکنند ... در طی مدت اقامتم علی رغم اینکه چندیدن بار با عجله سوار شدم و نتونستم بلیت بخرم ، هیچ کسی بلیتم را کنترل نکرد حتی ندیدم بلیت کسی را چک کنند و از اون بدتر اینکه کمتر کسی را دیدم بلیت بخرد....... شاید امثال من که توریست بودند و خیلی کم شهروندان برلینی   ! !


berlin metro ticket  machine

دستگاه خرید بلیت مترو



اول  انتخاب زبان وبعد زون یا منطقه ای که قصد دارید با مترو بروید را انتخاب میکنید قیمت بلیت برای زونهای مختلف ویک سره یا دو مسیره بودن فرق میکنه وبعد سکه را داخل محل مخصوص میاندازید در پایین دستگاه باقیمانده پول وبلیت خریداری شده را تحویل میگیرید در طول اقامتم در  سفرهای داخل شهری فقط زون A,B را خریدم.



بلیت را داخل شیار مخصوص وارد کنید تا رجیستر شود



بلیت مترو



آن طرفش !
بعد از سوار شدن به مترو و طی چند ایستگاه به الکساندر پلاتز که یکی از اصلی ترین ایستگاههای مترو برلین هست رسیدم ...در هر ایستگاه نام آن قبل از رسیدن و زمان رسیدن با لهجه غلیظ آلمانی از بلندگو پخش میشد و تابلو  نمایشگر هم جهتی را که به سکوی پیاده شدن منتهی میشد با فلش راهنمایی میکرد ....درب قطار با فشار دادن دکمه سبز رنگ که روی درب قرار داشت توسط مسافرین باز میشد و وقتی چراغ دور آن سبز میشد میتوانستید درب را بازکنید 

berlin metro

درب مترو  !

alexander platz metro station

ایستگاه مترو الکساندر پلاتز

alexandrplatz metro station

همان

ادامه سفرنامه را با عنوان سفر به برلین ادامه خواهم داد

ادامه دارد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : دانلود نقشه مترو برلین ورژن 2015،
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:21 قبل از ظهر
Wonderful blog! Do you have any hints for aspiring writers?
I'm hoping to start my own website soon but I'm a
little lost on everything. Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so many options out there that
I'm completely overwhelmed .. Any tips? Thanks a lot!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 08:10 بعد از ظهر
We are a group of volunteers and starting a new scheme in our community.

Your site offered us with valuable info to work on. You've done a formidable job and our whole community will be thankful to you.
دوشنبه 2 آذر 1394 01:17 بعد از ظهر
سلام
سفر امسالت برا خودش حکایتی شده
شاد باشی
شهرام سلام
سفر بدون تور اینجوری هم ممکنه بشه ... تمام این هیجانات واتفاقات خاطره میشه دیگه

موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com