تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - سفر به فرانکفورت ( Honeymoon ) قسمت اول 2009
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان

وقتی به فرانکفورت رسیدیم ساعت نزدیک به 9 شب وتقریبا آفتاب غروب کرده بود واغلب جاها نیز تعطیل بودند....پس از استقرار در هتل

منهتن که انصافا هیچ چیزی کم نداشت تصمیم گرفتیم برای شام به بیرون از هتل برویم.


هتلی بسیار مرتب ومنظم والبته با سالن واتاقهای هوشمند ، پس از خروج از آسانسور به محض ورود به راهرو چراغهای پرنور تر مسیر روشن میشدند وپس از توقف جلوی درب اتاق ، چراغ بالای درب روشن میشد ! وارد اتاق هم که میشدی لازم نبود کارت را جهت روشن شدن لامپها در جای مخصو ص کارت قرار دهید ویا کلید برق را بزنید ، بخشی از چراغهای کم نور وکم مصرف وصرفا جهت روشن شدن اتاق وپیداکردن مسیر روشن میشد این یعتی انرژی سیوینگ ! اتاقی با ابعاد فکر میکنم 35 متر مربع  مینی بار کامل ، تلویزیون با ماهواره ، میز تحریر بزرگ که به راحتی یک دستگاه فکس ولپ تاپ ،چراغ مطالعه وکلی خرت وپرت دیگه روی آن جا شده بود .تخت خواب دونفره بزرگ با ملحفه تمیز وروتختی  خیلی قشنگ  ، بالای تخت منظره یکی از خیابانهای کالیفرنیا در چهار تیکه وبا زاویه ای خاص نصب شده بود .کلا دکور اتاق خیلی خاص بود....تم کرم وقهوه ای....سرویس بهداشتی تمیز و تفکیک شده از حمامی که وان سفید وصدفی آن از هرچیز دیگری بیشتر رخ نمایی میکرد با شیرآلات منحصر به فرد آلمانی ....به هرحال تصمیم گرفتیم در هوای نسبتا سرد و بارونی وبه قصد خوردن شام  قدمی در خیابانهای اطراف هتل بزنیم ...در همان ابتدای ورود به فرانکفورت نظم ونظام حاکم بر شهر کاملا مشهود بود نه به اندازه هلسینکی وتامپره ولی بسیار متفاوت با پاریس ،حتی سبک لباس پوشیدنها هم مرتب تر و کلاسیک تر بود .... یکی از دلایل این نظم و نظام ،  تجاری بودن شهر فرانکفورت در مقایسه با توریستی بودن پاریس بود ،سبک مدرن معماری وساختمانهای بلند مرتبه این شهر در مقایسه با بافت سنتی وتاریخی پاریس  یکی دیگر از تمایزات بین این دو شهر بود در کل آلمان به نظام مند بودن وقانون مدار بودن در اروپا شهره است علاوه بر اینکه برزرگترین قدرت اقتصادی اروپا نیز به حساب میاید .حضور اکثر شعبات  بانکهای بزرگ ومعتبر دنیا در این شهر نشان از اقتصادی وتجاری محور بودن فعالیتها در این شهر دارد . . .  پس از چند دقیقه ای پرسه زدن در خیابانهای خیس وهوای نسبتا  سرد که البته اگر سویشرت تنمون نبود شاید میشد گفت هوای سردفرانکفورت  ! ! ! ،  به هرحال یک رستوران پیدا کردیم که فقط ژامبون گوشت وسیب زمینی سرخ شده موجود داشت ! ! ! .من ژامبون وسیب زمینی و همسرم فقط سیب زمینی سفارش داد ....ساعت از حدود 10:45 شب گذشته بود .... راستش با اینکه اینجا آلمان بود وبه نسبت امنیت بیشتری در مقایسه با سایر جاهای اروپا بر این کشور حاکم بود  ترجیح دادیم بیشتر از این در خیابانهای خلوت وبدون رهگذر نباشیم ....به هتل رسیدیم  ...کمی هم خسته بودیم وباید فردا گشت وگذار را از سر میگرفتیم .....چیزی که از گفتگو با رسپشن هتل دستگیرم شد این بود که اینجا خیلی جاهای توریستی مثل پاریس ، رم ،ودیگر جاها نداره ولی چند جا را پیشنهاد کرد که از جمله خیابان زایل ZEIL ، کلیسای جامع شهر یا همان DOM و ....پس برنامه فردا صبح ما خیابان زایل ........

                                                                             *  *  *

حدود ساعت 8:30 بود که به رستوران هتل برای صرف صبحانه رفتیم ...واقعا آلمانیها همه چیشون با جاهای دیگه اروپا متفاوته ...بسیار کامل ...هرآنچه که فکر بکنید وجود داشت صبحانه گرم ، صبحانه سرد انواع نان ومربا ، میوه ،مواد پروتئینی از انواع ژامبون وکوکتل .... سرخ شده و نشده ، شیر، چای ، قهوه ...خانم مهماندار میانسال ونسبتا چاقی دائما به سر میزها میرفت وسوال میکرد Tea or Coffe ?  وخلاصه خیلی عالی ولذیذ... بقول دکتر ریتالین واقعا دل کندن از صبحانه پر زرق وبرق آلمانی راحت نبود..به هرحال صبحانه مفصلی را نوش جان کردیم ورفتیم که گشت وگذار را شروع کنیم ....در مجاورت هتل فروشگاه بزرگ ایرانی بنام بقالی مش قاسم وجود داشت که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد ایرانی را میشد درش پیدا کرد

بقالی مش قاسم

اونموقع صبح که مارفتیم نان بربری موجود داشت وقتی با فروشند که پسر ودختر ایرانی بودند صحبت میکردیم میگفتند هر روز برایشان یک سری مواد غذایی از جمله نان بربری وسنگک از ایران بصورت هوایی ارسال میشه ..... خیلی برامون جالب بود پفک نمکی  هم داشت !دیگه از هتل برای گشتن شهر اطلاعات نگرفتیم همون آقاپسر ایرانی راهنماییمون کرد ....به فاصله کمی از هتل ایستگاه مترو زیر زمینی بود وما باید برای رفتن به خیابان زایل به ایستگاه Hauptwache بخوانید هاپت واخه ، میرفتیم ...وارد سالن مترو شدیم وپس از تهیه بلیت 2 یورویی برای هرنفر وگذشتن از گیت وبعبارتی رجستر کردن بلیت از چند پله پایین رفتیم تا سوار قطار شویم ...WOW ! ! کافی بود سرتو برگردونی ویا 180 درجه بچرخی قطعا گم میکردی از کجا اومدی وباید کدوم لاین را سوار بشی...خیلی بزرگ و مجهز بود حداقل 4 خط در مجاورت هم با چهار قطار مختلف شما را به جاهای مختلف میبردن وما با احتیاط تمام ! قطاری را که به هاپت واخه میرفت ، سوار شدیم ...بسیار تمیز ومرتب اینو بدون اقراق میگم متروهای تهران هم بسیار تمیزند ومرتب فقط قطارهامون چینی و باریکه ..برعکس قطارهای بارسلون که عرضش حداقل 1.5 برابر متروهای ماست ...قطارهای فرانکفورت اصلا قابل مقایسه با قطارهای مترو فرسوده وقدیم پاریس نیست ....حتی سالن وایستگاههای مترو فرانکفورت نیز دوتا سروگردن از پاریس تمیز تر مجهز تر وبه روز تر بود .....بعداز گذشتن از فکر کنم 7-8 ایستگاه به هاپت واخه رسیدیم.

خیابان هاپت واخه

در اولین نگاه میشد خیابان زایل را با آن درختچه های خاصش پیدا نمود ....جدا از شلوغی و تجاری بودن آن ، این درختچه ها  شاخص این خیابان بودند ....

عکس از اینترنت ...البته ظاهرا در فصل سرما هست !

بنظرم هر شهری در اروپا یه همچین جاهای تجاری ودیدنی که خاص همون شهر یا کشور هست را دارن این خیابان وبافت تجاریش بی شباهت به شانزه لیزه نبود ..مشابه آن خیابان رامبلا در بارسلون و...از هر برندی که فکر کنید در این خیابان شعبه فروش وجود داشت....گلفروشیهای مختلف با گلهای زیبا ورنگارنگ ....رستورانهای غذاهای دریایی ومدیترانه ای ....وفروشندگان دوره گرد ودستفروش وجالبتر هات داگ فروشی که کل بساط گاز وسرخ کن وتهیه ساندویچش را بصورت میزی کوچک وسیار به گردن آویخته بود وبدون کوچکترین مشکلی کارش را انجام میداد ! ! در گوشه ای بساط تتو وخالکوبی  برپا بود با پرداخت 8 یورو هر نقشی را برایت تتو میکردند البته به روش خودشان و با یک پیستوله پرقدرت طرح مورد نظرشما را که یک شابلون آلومینیومی بود بر روی بازو ، پشت گردن ،سینه ، پشت ، ساق پا وهرجاییکه در اون مکان امکانش بود ! ! براتون تتو میکردن البته از نوع موقت که بعد از شش ماه پاک میشد ....قدم زدن دراین خیابان جذابیت توریستی خاصی نداشت ولی یک شور وهیجان عجیبی به آدم القا میکنه ...پر از انرژی بود ...به هرجا نگاه میکردی چهرها خندان وپر از جوش وخروش ...همه بلند حرف میزنن ...صدای موزیک ....رنگهای شاد ...فضایی واقعا خاص ...انگار آدم خسته نمیشه ....شاید ما چون همچین فضاهایی را تجربه نکردیم ودر کشورمون نداریم اینقدر مجذوب ومدهوش میشیم ...نمیدانم ...شاید ... ولی هرچه هست به وقت گذاشتن ودیدنش می ارزد ....به فروشگاهی رفتیم تا یک گوشی Iphone بخریم ...باز هم مشکل عدم کارکردبا سیم کارت  ایران مانع شد ...یادم نیست چه مدلی بود ولی به قیمت 60 یورو ! ! !یعنی 90هزار تومن ....بقول داداشتم حداقل یه دوربین ویا موزیک پلیر بودکه ؟ کاش میخریدی .....بله کاش میخریدم چون تو ایران میشد قفلش را بشکنی واستفاده کنی ....بگذریم

ادامه دارد

ادامه دارد






نوع مطلب :
برچسب ها : هتل هوشمند، هتل منهتن فرانکفورت، MANHATTAN، خیابان زایل، بقالی مش قاسم،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 آذر 1396 07:36 بعد از ظهر
سلام! این پست نمی تواند خیلی بهتر نوشته شود!
خواندن از طریق این مقاله به من همسایه قبلی من یادآوری می کند!
او همیشه در این باره صحبت میکند. من قصد دارم
این مقاله را برای او ارسال کنید خیلی مطمئن هستم که او خواندن بسیار خوبی دارد.

تشکر فراوان برای به اشتراک گذاری!
پنجشنبه 16 شهریور 1396 10:54 قبل از ظهر
Valuable information. Lucky me I discovered your
web site accidentally, and I'm shocked why this twist of fate didn't came about earlier!
I bookmarked it.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 09:04 قبل از ظهر
Hi there to every body, it's my first go to see of this
blog; this website contains amazing and
really excellent data in support of visitors.
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:25 بعد از ظهر
Hi there to every , as I am really eager of reading this blog's post to
be updated daily. It consists of pleasant information.
دوشنبه 5 تیر 1396 12:39 قبل از ظهر
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما موفق به من مؤمن اما فقط برای بسیار در
حالی که کوتاه. من این مشکل خود
را با جهش در منطق و شما خواهد را خوب
به کمک پر کسانی که معافیت.

در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من خواهد
قطعا بود در گم.
شهرام دوستانی که این نظر را خوندن اگر چیزی متوجه شدن به من هم بگن لطفا
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:27 بعد از ظهر
Someone essentially lend a hand to make severely articles I would
state. This is the very first time I frequented your web page
and so far? I surprised with the research you made to create this actual put up extraordinary.
Excellent job!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:15 قبل از ظهر
constantly i used to read smaller articles which as well clear their motive, and
that is also happening with this piece of writing which
I am reading at this place.
جمعه 18 فروردین 1396 09:07 بعد از ظهر
Aw, this was an exceptionally good post. Spending some time and actual effort to generate a top notch article… but what can I say… I hesitate
a lot and never seem to get nearly anything done.
شهرام Good luck
پنجشنبه 17 فروردین 1396 08:18 بعد از ظهر
Your way of telling everything in this paragraph is in fact pleasant, every
one be able to simply be aware of it, Thanks a lot.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com