تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - سفر به پاریس ( Honeymoon ) قسمت دوم 2009
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان
صبح روز 14جولای پس از صرف صبحانه وگرفتن نقشه توریستی شهر ومترو از رسپشن هتل وهمینطور یک مقدار اطلاعات از ایشان راهی مرکز شهر شدیم نزدیکترین ایستگاه که فقط 5دقیقه پیاده با هتل فاصله داشت ،ایستگاه Porte Des Lilas خط 11 ودر نقشه به رنگ قهوه ای بود به سمت ایستگاه Châtelet  بخوانید ( شت له) .هنگام خرید بلیت به متصدی باجه که خانمی میانسال بود گفتم دوتا بلیت یک سفره میخوام .....فقط زل زد تو چشام  ! ! !دوباره تکرار کردم ....همان عکس العمل ...یعنی چی ؟ نقشه را نشان دادم وبا ایما اشاره گفتم دوتا بلیت تازه فهمید ...حالا یا انگلیسی بلد نبود، یا حس ناسیونالیستی اجازه پاسخگویی نمیده (تعصب روی زبان فرانسوی ) ، یا لال هست ! ! یا چون من شت له را به زبان انگلیسی چت لت تلفظ کردم نفهمید ....خلاصه بلیت را گرفتیم  برای هر نفر 1.7 یورو .....از پله ها پایین رفتیم و وارد راهروهای تودر تو که دیوارهایش  تا نصف با کاشی های سفید کار شده  وکف آن نیز از موادی مثل کفپوش فرش شده بود شدیم ...مانند تونل بود ،سقف بلندی نداشت ....دیوارهایش از آگهی های تبلیغاتی وپوسترهای مختلف پوشیده بود ودوربینهای مداربسته قدیمی 

در طول مسیر ودر نقاط مختلف مسافرین را تحت نظر داشت .....

نمایی از داخل مسیر مترو با حذف خودم ! !

از ظاهرسیستم مترو معلوم بود که قدمت زیادی دارد ......... از گیت تحویل بلیت که بدون حضور ناظر مترو میباشد پس از وارد کردن بلیت در جای مخصوص و سبز شدن چراغ وباز شدن درب وارد محوطه ایستگاه شدیم ،ایستگاهی قدیمی ، تابلوی ساعت حرکت مترو 4 دقیقه بعد رانشان میداد  ............... قطار در ایستگاه منتظر بود ما ایستگاه یکی مانده به آخر یا از آنطرف ایستگاه دوم بودیم  Porte Des Lilas

قطارهای قدیمی سبز رنگ که از عمر کاری آنها حداقل 20-30 سالی میگذشت ...دربها اتوماتیک یاز نمیشوند وشما باید از بیرون دستگیره را بچرخانید تا درب باز شود ! ! جالب اینکه علیرغم حرکت قطار مترو روی ریل ، قطارها لاستیک دارند

چرخهای لاستیکی قطار ! !

دستگیره هایی که شما باید بچرخانید تا درب باز شود ! !

سوار قطار شدیم وقطار حرکت کرد در هر ایستگاهی نام ایستگاه از بلندگوی قطار پخش میشد ولی نوشته های تو ایستگاه با گویش آن بسیار متفاوت بود ! ! چون ما آنرا با قواعد انگلیسی میخواندیم ! ! از همه جالب تر ایستگاه Art de metiers بود که ظاهرا موزه کوچک مترو هم بودایستگاهی تماما مسی رنگ به سبک ایستگاههای قدیمی .....اما با هنرمندی خاصی ساخته شده بود

ایستگاه Art de metiers

همان

به  ایستگاه  Chatelet رسیدم ...واقعا شهری اون زیر بود ...اینجا یکی از کانکشهای بزرگ مترو پاریس هست که هم قطارهای برون شهری RER وهم تلاقی چند خط مترو دیگر ، چقدر تونل و چقدر خروجی و ورودی.....از ایستگاه بیرون آمدیم از همان لحظه حال وهوای جشن وروز ملی فرانسه را میشد حس کرد ....مانور هواپیماها در آسمان وحرکت میراژهای جنگی با خروج دود به رنگ پرچم فرانسه از اگزوز آنها ...رژه اسبها وموتور سواران در جلوی لوور ....اصل مراسم درخیابان شانزه لیزه حد فاصل میدان کنکوردConcorde  تا میدان پیروزی ( آرک دو تریومف )  Arc De Triomphe بود البته بدلیل تدابیر شدید امنیتی براحتی نمیشد آنجا رفت ...ما که نرفتیم ....یعنی نشد که بریم .....حتی اون روز تا بعد از ظهر هم نمیشد بری برج ایفل ...

چند عکس از مراسم رژه ومانور هوایی

 

 ! ! 

! ! !

! ! !

رژه موتورسواران در ضلع جنوبی موزه لوور

همان اما اسب سواران ! !

اگر کیفیتش خوب نیست برای اینکه از روی فیلم گرفتم

خیابان منتهی به ایستگاه Chatelet

خوب که مانورهای هوایی را دیدیم که البته بعضی هاشان اینقدر سریع بود که عکسهای خوبی برای دیدن نداشت ....به نزدیک فواره شت له رسیدیم چقدر دلچسب ...یه جورایی یاد وخاطره وین برایم زنده شد...تمام بنا ها به همان سبک بودند ..... روبروی شت له زندان کنسیرژری  Conciergerie که خود دردل تاریخ مفصلی داشت ..

فواره chatelet

نمایی از پل شانژ( دست راستش کنسیرژری قرار دارد)

نمایی از کنسیرژری Conciergerie

آن قایق نظامی سیاه رنگ در رود سن را که درعکس مشاهده میکنید فعلا داشته باشید تا بعدا توضیح دهم.....با توجه به اینکه ساعت از 10:30 گذشته بود وما در میان انبوهی از دیدنیها بلا تکلیف مانده بودیم تصمیم گرفتیم از کنار رود سن Seine شروع به حرکت کنیم .....از همان پلی که در کنارش نظاره گر کُنسیرژری بودیم یعنی پل شانژ Pont au Change شروع به حرکت بسمت غرب نمودیم در پاریس روی رودخانه سن حدود 39 پل و9 جزیره  ایجاد شده است از مهمترین پلها پل الکساندر سوم ،پل بیر حکیم ( ایستگاه برج ایفل ) پل آرزوها ،پل نوتردام ، پل سن میشل ،پل سلطنتی ، پل نوف ،پل اینولیدس را میشه نام برد Pont Alexandre III ,Pont au Change,Pont Royal,Pont de Bir-Hakeim,Pont des Arts,Pont Saint-Michel وجزایز ( البته نه اون جزیره ای که تصور میکنید ) یک بخش خشکی  که رودخانه را به دوقسمت تقسیم میکند ودوبار رودخانه یک پارجه میشود.که مهمترین آنها Île de la Cité و Île Saint-Germain و Île Saint-Louis  میباشند.به نظر من قشنگترین پل ، پل الکساندر سوم وبزرگترین جزیره cite بود ......از کنار رودخانه میگذشتیم ( ضلع جنوبی ) همه چیز برایمان تازه و جدید بود...از نوشته روی تابلوها تا بناها ویادواره هایکه در مسیر میدیدم بگیر تا فروشندگان دوره گرد ...خرت و پرت فروشهای شمال رودخانه که دکه های خود را باز کرده بودند واز تابلو ومجله بگیر تا مجسمه ونقاشی و هرچی که بگید میفروختن البته به قیمت گزاف ! ! اولش تصمیم گرفتیم بریم لوور چون دقیقا مقابلش بودیم ....اما با توجه به گذشت تقریبا نیمی از روز قطعا نمیتونستیم کامل ببینیمش وبه راهمون ادامه دادیم ....به پل آرزوها رسیدیم اسم اصلی آن  Pont des Arts  است پلی که سرتاسر نرده هایش پوشیده از قفلهای متعدد ورنگارنگ که هرکدام حکایت عشق عمیقی را به نرده این پل قفل نموده بود.....

 ! ! !

 

 همان

پلی که کف آن با چوپ فرش شده ....قدم زدن روی این پل یعنی قدم زدن در میان هزاران آرزوی گره خورده با این پل .....شاید انتقال این حس خیلی سخت باشه ولی وقتی عمیق به این قفلها نگاه میکنی ، بی اختیار قلبت به تپش میافتد .....حکایت عشقهای اساطیری و ریشه دار در درونت ولوله ای برپا میکند ......شاید این حس بخاطر حضور همسرم دراین سفر بعنوان ماه عسل صد چندان شده بود .....روبروی این پل انسیتو فرانسه  institut  e france  قرار دارد...

 انسیتو فرانسه

 آنطور که من تحقیق کردم کار این انستیتو حفظ وگسترش زبان فرانسه وجلوگیری از ورود واژه های بیگانه به این زبان میباشد البته این یکی از از وظایف این موسسه این هست اطلاعات بیشتر را میتونید ازاین سایت بخونیدhttp://www.institut-de-france.fr  .......به پل الکساندرIII رسیدیم ....

نمایی از پل الکساندر

همان ازنمایی دیگر

پایین پل در صف انتظار قایق تندرو نظامی!!

صف طولانی جهت سوار شدن به قایق در کنار رودخانه تشکیل شده بود ....بله این صف مربوط به قایقهای تفریحی Batobus وشرکت رقیبش  Bateau Mouche    نبود ....این صف سوار شدن به همان قایقهای نظامی بود ....عکسش را بالا دیدید ....چیزی ماورای هیجان ! ! ! سکته  به تمام معنی ! ! !بلیت برای هر نفر 18 یورو ...چیزی که میگم سکته  چون واقعا حسش کردم حتی  Space Gun در دیزنی لند هم اینقدر هیجان نداشت ....پس از دو سه ساعت که در صف ایستادیم بالاخره نوبت ما شد ابتدا فرمی را پر کردیم که در آن متعهد شدیم که بیماری قلبی نداریم ، شنا بلدیم ، وبا میل خودمان سوار شدیم وخیلی تعهدات دیگه که مهمترینش اینا بود .......

فکر میکنم 8 نفر + دونفر خدمه ...ابتدا جلیقه نجات را با دقت تمام باید میبستیم...ایستاده در قایق  دستگیره ای مقابل را باید محکم میگرفتیم +کمربندی که بستنش هم با نبستنش خیلی فرقی نداشت ...قایق با شتاب وحشتناکی شروع به حرکت کرد طوریکه  تا وسطای قایق کاملا از آب بالا آمد بنظرم حدود 60درجه از سطح آب زاویه گرفت ....جیغ وداد همه بلند شد ...واقعا وحشتناک بود ....با سرعت تمام رودخانه سن را درمینوردید ...وبا سرعت وزاویه ای که هر آن احتمال چپ شدن قایق بود دور میزد والبته قبل از هر حرکت آکروباتیک داد میزد Ready ??! !  وهمه جیغ میکشیدند ومیگفتن YYYYYYYEEEEESSSS.....ویه مانور دیگه ....توصیفش واقعا سخته  از شدت ترس واقعا جان از بدن خارج میشد .....تمام بدن میلرزید ...این قایق سواری حدود  10 دقیقه انجام میشد ....انگار خودشان از نظر علمی این موضوع را بررسی کرده بودند چون واقعا بعد از آن دیگر بدن قادر به حفظ تعادل نیست ....متاسفانه این قایق سواری فقط همون روز 14 جولای بمناسبت روز ملی فرانسه بود ودر روزهای بعد اینرا ندیدیدم .......بودن در روز ملی فرانسه در پاریس هم مزیت بود هم عیب  ...مزیت اینکه مراسم جشن واین برنامه های خاص بود و عیبش اینکه دور خیلی جاها حصار کشی شده وشما نمیتونید وارد اون محوطه بشید که در جاش توضیح میدم ...بعداز قایق سواری نظامی ! ! دوباره به راهمون ادامه دادیم ....کمی در مقایل پل الکساندر قدم زدیم روبروی پل ، بنای طلایی رنگ آنولید Les Invalides قرار داشت  همان جایی که ناپلئون مدفون شده است

Invalides

ما داخل آن نشدیم وفقط از آنطرف پل نظاره گر آن بودیم حتی دفعات بعد هم موفق به دیدن داخل آن نشدیم  برای دیدن تمام جاهای پاریس به نظر من حداقل دوماه لازم است تا بطور کامل همه بناهای ودیدنیهای اصلی را ببینی !!! جاهاییکه در طول مسیر پیاده روی دیدیم به روایت عکس ببینید:

! ! !

پل نوف ومجسمه هنری چهارم

مجسمه توماس جفرسون رئیس جمهور سالهای 1801-1809 آمریکا وسفیر آمریکا در پاریس در سالهای 1785-1789( با حذف خودمان از کنار مجسمه )

این سازه عجیب که نمیدونم چیه

مجلس شورای ملی فرانسه (با حذف خومان از عکس )

همان !!

کمی خسته شده بودیم تصمیم گرفتیم بخش از مسیر را حتی رو به برگشت را با Batobus طی کنیم ورفتیم بلیت تهیه کردیم هرنفر 12یورو .ایستگاه  سنت ژرمن

مسیر حرکت Batobus

سوار بر قایق بروی سن تجربه ایست که حتما باید در پاریس کسب کرد ...قابل توصیف نیست ...قبل از رسیدن به هر ایستگاه توضیحاتی در مورد ایستگاه وتاریخچه اون بنا داده میشد ما خیلی مشتاق شنیدن بودیم ،آرام آرام نزدیک خدمه قایق شدیم ..لبخندی زد وگفت معلومه که عروس وداماد هستید امیدوارم پاریس براتون خاطره شیرینی بشه وگفت مایلید ایستگاه بعدی را شما پرزنت کنید ؟ وبعد برگه ای به همسرم داد وگفت وقتی میکروفون را دادم بهتون از روی این متن بخونید .....ایستگاه  نوتردام بودیم .....میکروفون را به همسرم داد و او هم شروع به خواندن کرد ویکمرتبه همه قایق بسمت ماه خیره شدند ....با لبخندی متعجب بر لب   وقتی همسرم میکروفن را به خدمه داد ، او اعلام کرد که این ایستگاه را خانم عروس ایرانی توضیح دادن ...تشویقشون کنید ! ! وهمه دست زدند وتبریک گفتند ....این را هیچ وقت فراموش نمیکنم .....چند عکس از مسیر حرکت قایق در رود سن

 

بعد از عبور از جزیره ! ! cite

ایستگاه نوتردام ...که برایم خاطره ای ماندگار شد

Palace Debilly

نمایی  از موزه d'orsay


نمایی  از برج ایفل

از این ایستگاه بخاطر محدودیتهای روز 14 جولای جلوتر نمیرفتند (بدلایل امنیتی )

همین ایستگه پیاده شدیم که بریم برج ایفل را از نزدیک ببینیم ...متاسفانه تمامی مسیرها بسمت برج ایفل بسته بود وما ازخیابان کناری برج بسمت پایین یعنی سمت مدرسه نظامی  Ecole Millitare ودیوار صلح حرکت کردیم ....از اون مسیر هم اجازه ورود به پارک Champ De Mars ودیوار صلح نیز وجود نداشت ...این از معایب روز 14 جولای در پاریس هست ....حالا که تا اینجا اومده بودیم حیف بود به کافه الفیو نریم Alfio Cafe  شلوغ و پر مشتری ....اونجا غذای فرانسوی که اسمش اصلا یادم نمیاد ولی طعمش ماندنی ویادگار ! ! ! به پیشنهاد گارسون خوردیم هر نفر 64 یورو ....!!!!......از رستورانکه بیرون آمدیم دوباره از همان راهی که آمدیم برگشتیم ....رفتیم بسمت ایستگاه Batobus ...بلیت ما روزانه بودومیتوانستیم در طی روز از هر ایستگاهی سوار وپیاده شویم ....اما ظاهرا دیگر دیر شده بود وساعت کار آن به پایان رسیده بود .....باتری دوربین هم  قبل از رسیدن به الفیو تمام شده بود وتجربه ای شد تا برای دوربینمان دوتا باتری در سفرهای آینده همراه داشته باشیم ! ! ! به هر حال از همان کنار رودخانه پیاده به ایستگاه شت لت برگشتیم البته اینبار از ضلع شمالی رودخانه ....میدان کنکورد ومیدان پیروزی را هم از فاصله خیلی کمی میدیدم ولی ترجیح دادیم در روزهای بعد با انرژی بیشتر وبطور کامل آنهارا ببینیم واز همه مهمتر دوربین باتری نداشت واگر میرفتیم شاید تکرار نمیشد  دیر وقت هم بود ساعت از 9 شب گذشته بود ....از همان ایستگاه شتلت با خط 11 البته نه آن خط یازده که منظور ما ایرانیهاست ! ! ! به هتل برگشتیم ...اما خسته وکوفته ....

ادامه در قسمت سوم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:12 قبل از ظهر
Heya outstanding website! Does running a blog
such as this require a lot of work? I've no knowledge of coding however I had been hoping to start my own blog in the near future.
Anyways, if you have any suggestions or techniques for new blog owners
please share. I know this is off subject nevertheless I just had
to ask. Kudos!
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:05 بعد از ظهر
Admiring the commitment you put into your site and in depth information you provide.
It's awesome to come across a blog every once in a while
that isn't the same outdated rehashed information. Excellent read!
I've bookmarked your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:10 قبل از ظهر
Appreciation to my father who shared with me regarding this blog, this webpage is in fact amazing.
یکشنبه 27 فروردین 1396 05:18 بعد از ظهر
Woah! I'm really digging the template/theme of this website.
It's simple, yet effective. A lot of times it's tough to get that "perfect balance" between user friendliness and visual appearance.

I must say you have done a fantastic job with this.
Also, the blog loads super fast for me on Safari.
Excellent Blog!
شهرام
جمعه 25 فروردین 1396 08:22 قبل از ظهر
Nice post. I learn something new and challenging on sites I stumbleupon every day.
It's always interesting to read through content from other authors and practice something from other sites.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com