تبلیغات

خاطرات من از سفر به اروپا

خاطرات من از سفر به اروپا - خاطرات سفر به اتریش قسمت چهارم 2008
 
خاطرات من از سفر به اروپا
سفر عمر دوباره
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهرام
نویسندگان
وارد Votivkirche شدم ....اولین باری بود که وارد یک کلیسا میشدم وخیلی برام تازگی داشت .....
ستونهای بلند وقطوربتونی ،سقف بلند وفضایی واقعا تمیز ومعطر با رایحه ای خاص که برای مشامم
نیز تازگی داشت والبته کمی تاریک  در بخشی از کلیسا عکسهای از آوارگان وبی سرپرستان به
 نمایش گذاشته شده بودوصندوقی برای کمک به آنان ....در بخش دیگری زندگی مسیح به روایت
نقاشی واشکال گوناگون به تصویر کشیده شده بود .....نقاشی فرشتگان وروایات مختلف در زندگی
 مسیح نقش دیوار وسقف بود

 


جند عکس از داخل کلیسا

همان

از کلیسا بیرون آمدم وبعداز طی چند خیابان ودیدن ساختمانهاوبناهای مختلف سری به یکی از فروشگاههای زنجیره ای وین بنام BIPA زدم ویه مقداری خرید انجام دادم یکسری خوردنی ویه چند تا کادو برای همسرم....این فروشگاهها که با نما ورنگ صورتی مشخص شده اند در اغلب جاهای وین به چشم میخورن ...فروشگاههای کاملی هستند وقیمتهاشون هم به صرفه تره جالب اینکه قیمت لوازم ومایحتاج حداقل به نسبت فنلاند گاها تا 50% هم اختلاف داشت ...! ! !

نمایی از فروشگاه BIPA

یادش بخیر هنوزم نایلون خرید وفاکتورهای خریدش را دارم

حتی کرایه تاکسیها هم در وین خیلی پایینتر بود اینجا یه مسافت 20-25 کیلومتری را حداکثر 9تا 11 یورو پول میدادم ...اما توتامپره یه مسافت 5-6 کیلومتری را 10یورو پول دادم ....( همون مسیر اشتباه هتل تا فرودگاه که زود متوجه شدم ! ! ) از فروشگاه بیرون آمدم وبا توجه به خستگی زیاد برگشتم هتل .....ساعت از حدود 15:00 گذشته بود که رسیدم هتل وپس از استراحت کوتاه یک دوش ....دوباره آماده شدم برم بیرون ....مقصد قصر شونبرون.....مجدد تاکسی گرفتم ورفتم به سمت قصر شونبرون در طی مسیر از کنار دانوب رد میشدیم .....خیلی دلم میخواست قدمی درکنار دانوب میزدم ....سوار قایق میشدم ....ولی واقعا اعتراف میکنم انگار بدون همسرم لذتی از سفر نمیبردم .....قایقها وکشتیهای توریستی در کنار دانوب ویا در سینه آب در حال حرکت بودن ....چند نفر با لباس ورزشی وهدفونی درگوش در حال دویدن بودن ...خیلی حس خوبی داره وقتی میبینی همه پویا ودر حال حرکتن ...همه شادن ...همه میخندن ...اگر سهوا  تنت به تن کسی خورد...با داد و بیداد وچپ چپ نگاه مواجه نمیشی ....با رویی خندان ودستانی بالا به نشانه تسلیم فقط میگن Sorry ! ! وبعد با خنده به راهشون ادامه میدن..از کنار دانوب گذشتیم ....به نظرم راننده داشت شیطنت میکرد ومنو تو شهر میجرخوند که بیشتر کیلومتر بندازه...منم راضی بودم اینطوری شهر رو هم میدیدم ...از کنار کلیسای سوخته سن استفان   یا همان اشتفان دام  Stephansdom هم گذشتیم ولی چون وقت نداشتم برنامه دیدن از این کلیسای پر رمزو راز را به فردا صبح قبل از رفتنم به ایران موکول کردم ....به ورودی قصر رسیدم بنظر زمان مناسبی برای بازدید نبود ،احتمالا بخش اصلی ساختمان قصر در اون ساعت که من رسیدم باید بسته باشه ...ساعت کار درماه جولای 8:30 صبح تا 6:30بعداز ظهربود ....به ورودی قصر رسیدم محوطه ای بزرگ با ساختمانی کرم وزرد رنگ از دور خودنمایی میکرد مردم از همین بخش وارد حیات یا عرصه قصر میشدن

نمایی از ساختمان قصر

همان

در ابتدای ورودم به محوطه با مراسم عروسی یک زوج اتریشی برخورد کردم که نشان میداد ازطبقه مرفهین هستند که در چنین مکانی مراسم عروسی گرفتن چرا که اجاره یک همچین فضایی قطعا پول زیادی میخواست

عروس وداماد

 کالسکه عروس وداماد

راستش اول که وارد شدم اصلا نمیدونستم از کجا باید شروع کنم ......بزرگی این فضا بقدری مرا گرفته بود که واقعا پیدا کردن ورودی وتهیه بلیت مشکل شده بود بهرترتیب به قسمت خرید بلیت رسیدم ....متاسفانه همونطور که حدس میزدم بدلیل تراکم جمعیت ونزدیک شدن به ساعات پایانی بازدید از قصر ، فروش بلیت انجام نمیشد وبالاجبار فقط از فضای باغ ومحوطه آن تونستم دیدن کنم  تجربه خوبی در این سفر کوتاه بدست آوردم که برای دیدن جاهای تاریخی زمان لازم است وفقط سوک سوک کردن بدرد نمیخوره ازاین رو تصمیم گرفتم حتما یکبار دیگه وین رو بصورت کامل ومفصل ببینم ،همونطور که پاریس را دیدم ......توصیه میکنم اگر قصد دارید کشوری را دو  سه روزه ببینید قید عمیق دیدن ولذت بردن و از همه مهمتر حس کردن اون فضا را بزنید  .....اما قبل از دیدن عکسها مختصری در مورد تاریخچه قصر توضیح میدم که تا حدودی با این بنا آشنا بشید .............. قصر شون‌برون اکنون از آثار مهم فرهنگی وین بشمار میره و تفرجگاه  تابستانی پادشاهان اتریش در وین بوده‌ این کاخ که بیش از ۱۴۰۰ اتاق داره ! !  به سبک معماری  روکوکو و مینیاتورهای ایرانی و هندی  تزیین شده و از جاذبه‌های مهم توریستی در وین محسوب میشه. در زبان آلمانی Schön به معنای زیبا و brunn به معنای چشمه ست  سبک کاخ‌ها و باغ‌های این بخش وین حاکی از سلیقه‌، علاقه و آرزوهای پادشاهان هابسبورگه. قصر شونبرون  شامل کاخ اصلی , ساختمان گلوریت که به افتخار ماریا ترزا بنا شده , دو باغ کوچک در دو طرف , باغی بزرگ پشت کاخ و یک فواره بزرگ همانند کاخ ورسای پاریس به نام  چشمه نپتون که واقعا زیبا وچشم نواز است میباشد...  این بنا در دوره باروک و حدود سال ۱۷۰۰ میلادی ساخته شده‌است محوطه قصر شونبرون که درآن زمان در خارج از وین قرار داشت در سال 1569 توسط خاندان هابسبورگ خریداری شد و از سال 1642 به نام شونبرون نامیده شد. کاخ در زمان ماریا ترزا توسعه داده شد و در دوره فرانس ژوزف اول و همسرش الیزابت  که به "سی سی "معروف بود نوسازی شد .

چند عکس از باغ ومحوطه بیرون قصر

فواره یا چشمه نپتون

ساختمان گلوریت یا گلوریا

فواره ابلیسک 

بدون شرح

واقعا در اماکن توریستی شلوغ عکس گرفتن معضلیه چون هرلحظه یکی تو کادر هست این خانمم ول نمیکنه 10تا عکس از این قسمت گرفتم حداقل 8 تاش این خانم هست  ! !

! ! !

بدون شرح !! واقعا

ورودی قصر وباغچه ها بسیار زیبا هستند با گلهای سفید وقرمز پرچم اتریش را به تصویر گل کشیده اند مجسمه های گوناگون که هریک تاریخ عمیقی را در پشت سردارند درطول مسیر عابران را به تماشا نشسته اند..... واقعا فضایی دیدنی ...به نظر من حداقل نصف روز برای دیدن قصر زمان لازمه ...حداقل

! ! !

! ! !

از قصر بیرون آمدم ...پیاده روی واقعا توان وطاقت را میبرد ....به درب خروجی رسیدم ...ماشین عروس هم منتظر عروس وداماد بود ! ! !

خسته وبی رمق ولی مشتاق دیدن ...دیدن خیابانهای پرهیاهو و پر از توریست وین  ... ......دیگه خبری از اون دلتنگی وکهنگی روز اول نبود ....برعکس مشتاق تر بودم دلم میخواست بیشتر ببینم ..... انگار خشت خشت دیوارها وساختمانهای این شهر حکایتی را دردل خود داشتند ...دلم میخواست بیشتر میماندم ....ای کاش تاریخ بلیت را تغییر نمیدادم حداقل سه روز دیگر میتوانستم بمانم ....درحال قدم زدن وگشت وگذار بودم ...چقدر کبوتر ؟ هرجا میدیدم پراز کبوتر چاهی بود...هرجا قدم میگذاشتی دسته از پرندگان یک مرتبه به هوا برمیخواستند ...

دسته کبوتران

! ! !

نمیدونم چرا اسم دکتر الیور کخ اینقدر برام آشنا بود ...تو کدوم فیلم یا سریال ویا کتاب خونده یا شنیده بودم ....7-8 دقیقه ای به این تابلو زل زده بودم وفکر میکردم آخرش هم چیزی به ذهنم نرسید ...گفتم شاید بعدا چیزی یادم بیاد ....تا الانم که شش سال گذشته چیزی یادم نیامده در خیابان خیلی چیزهاییکه تااونموقع ندیده بودم یه چشمم میخورد وبرام تازگی داشت مثل این تلفن مولتی مدیا ! !

این عکس را از روی فیلمی که تهیه کرده بودم گرفتم وبه همین دلیل کیفیت خوبی نداره !!

دیدنیها تمامی نداشتند.........وای خدای من این خیابان همش مرکز خریده چقدر هم شلوغ ...بله اینجا خیابان گربن Graben  هست .....واقعا در این خیابان غوغایی پرپاست از هر مارک وبرندی دراینجا نمایندگی وشعبه فروش وجودداره .....مثل خیابان شانزه لیزه .......مثل خیابان زایل در فرانکفورت .....وارد یک مغازه که گوشیهای موبایل میفروخت شدم آن موقع گوشی i-mate یا بعبارتی پاکت پی سی خیلی تاپ بود مثل ایفون 6 الان قیمت 300 یورو ! ! هرچی با فروشنده چانه زدم که ارزانتر بدهد به کمتر از 280 نیامد ومن هم نخریدم والبته که اشتباه کردم ....چون در آن موقع در ایران 700 تومن پولش بود ...بیشتر ترسیدم با سیم کارت ایران کار نکنه که فروشنده هم گفت تضمین نمیکنه .....از آن خیابان هم با همه  جذابیتهایی که داشت گذشتم ...... جاذبه ها تمامی نداشت ولی ظاهرا توان من داشت به آخر میرسید ....به خودم میگفم برو ...برو ....امروز روز آخر است فردا فقط فرصت دیدن اشتفانز دام را داری ....تازه فردا یکشنبه ست وهمه جا تعطیل ....جای دیگری را نمیتونی بری وببینی پس بِِِــــــــــــــــکـــــش خودتو ! ! اما ...غروب نزدیک بود و هوا دیگه تقریبا داشت تاریک میشد وشب از راه میرسید گروهی از جوانان به ظاهر ارازل  با آرایش موی عجیب وغریب ! ! !  کنار هم درحال خوردن آبجو و بلند بلند قهقه زدن بودن ....احساس کردم شاید بخوان اذیت کنن ....آسه آسه از کنارشون رد شدم وخودمو به تاکسی کرم رنگ بنز که در چند قدمی اونا بود رسوندم وسوار شدم .... بع  ! ! ! .....راننده یکی از همون جوانان بود وبا صدای بلند پرسید کجا میری ؟ منم آدرس هتلو دام بهش و اون هم تیک آف تندی کرد وبا صدای جیغ لاستیک اونجا را ترک کردیم ....دوباره نگران شدم راننده به نظر مست میومد وبوی الکل خفیفی هم به مشام میخورد ....همونطور که میدونید رانندگی درحالت مستی جریمه بسیار سنگینی اونجا داره ....با این فکر کمی آروم میشدم ....وبا خودم میگفتم نه بابا مست نیست ! ! !.....از لحظه حرکت تا رسیدن به هتل 90 درصد مواقع راننده از توی آیینه منو نگاه میکرد ...موقع پیاده شدن کرایه را دادم وگفت عرب هستی ؟ گفتم باید اول راه میپرسیدی چطور ؟ نگران بودی؟ گفت از ترس تا اینجا 10 بار رفتم پیش مسیح وبرگشتم ! ! ! ...گفتم نه ایرانی هستم وباصدای بلندی خندید وگفت دوتادوست ایرانی دارم ....خیلی خوب خیلی خوب هستند وبعد دستشودراز کرد و محکم دستمو به حالت دست دادن موقع سلام وعلیک فشرد وگفت موفق باشی  ..........

رفتم تو اتاقم نمیدونم چرا اینقدر دلم برای همسرم تنگ شده بود شاید باورنکنید ولی با توجه به اینکه میدونستم فردا میرم ایران ولی به ناگاه اشک فراوانی از چشمانم سرازیر شد ....اصلا یه چیز عجیبی .....با وجودیکه دائما باهم در تماس بودیم ولی دلتنگی عجیبی داشتم .....بماند .....دیگه باید لوازمم را جمع وجور میکردم وبرای رفتن آماده میشدم پرواز فردا ساعت 8:10 شب بود وساعت 12:30 باید Check out میکردم پس باید از این فرصت استفاده میکردم ...شام را دررستوران هتل خوردم ...اصلا یادم نیست تو وین شام ونهار چی میخوردم ....از فرط خستگی ،پادرد وکمردرد دیگه حس ایستادن نداشتم ...وان را از آب گرم پرکردم ونیم ساعتی در آن خستگی از بدن گرفتم وبعد خوابیدم تا فردا صبح اشتفانزدام را ببینم ......

ادامه دارد



تاریخ : جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ | 17:21 | نویسنده : شهرام | 2 نظر






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 فروردین 1397 03:03 بعد از ظهر

You actually said it adequately!
cialis 20 mg cut in half no prescription cialis cheap il cialis quanto costa cheap cialis recommended site cialis kanada cialis rckenschmerzen enter site very cheap cialis cialis free trial deutschland cialis online generic cialis
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:43 بعد از ظهر
It's going to be ending of mine day, but before finish
I am reading this great article to increase my know-how.
جمعه 25 فروردین 1396 04:35 قبل از ظهر
Very good blog post. I certainly appreciate this site.
Keep writing!
شهرام خوشحالم که مورد توجهتون قرار گرفته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
بالای صفحه
 
By: irantypist.com