تبلیغات
خاطرات من از سفر به اروپا - خاطرات سفر به فنلاند قسمت آخر 2008
امروز 17 جولای ...من تنهام ...یکم نگرانم ....منتظر تماس GR هستم ...صبحانه را مثل چند روز قبل ساده وکم خوردم .....گفتم برم یه دوری تو شهر بزنم....قصد داشتم برم نوکیا
ولی نشد ...جاهاییکه دیدم خیلی دور از هتل نبودن واغلب پیاده میرفتم آماده میشدم تا بروم گشتی در شهر بزنم اما اول ازهمه باید میرفتم یک RAM READER میخریدم چون کابل USB دوربینم را فراموش کردم بودم بیارم و رم دوربین پر بود و دیگه امکان عکس گرفتن نداشتم به یک مرکز خرید بنام SOKOS رفتم یه مرکز خرید بزرگ وچند طبقه که هرطبقه مختص چند صنف خاص بود ...پوشاک ، لوازم خانگی ،لوازم ورزشی و مواد غذایی ...به غرفه ای که لوازم وتجهیزات کامپیوتر میفروختن رفتم ویک رم ریدر که تو ایران قیمتش 4هزارتومن بود رو 18 یورو ! ! !خریدم به یورو 1475 اونموقع یعنی حدود 26هزار تومن !!!سری به بخش پوشاک زدم ...قصد داشتم یک کت شلوار BOSS بخرم حداقل می دونستم اونجا original هست اما وقتی قیمتش را دیدم برق از سرم پرید وعطایش را به لقایش بخشیدم ....1499 یورو یعنی حدود 2میلون ودویست ....! !ساعت مچی که اصلا نگو ...گوشی موبایل که مثلا داشتی از کشور تولید کنندش میخریدی اصلا به صرفه نبود حتی اگه میخواستی توفرودگاه TAX را هم پس بگیری یعنی مالیاتش را بهت برگردونن (چون شهروند نیستی) بازم به صرفه نبود! کلا فنلاند وکشورهای اسکاندیناوی از بقیه جاهای اروپا گرونترند ....اینو وقتی رفتم اتریش با تمام وجود حس کردم ...حتی از پاریس هم گرونتر... خلاصه از همون مرکز خرید یه مقدار خرت وپرت و خوردنی هم خریدم ورفتم هتل .....

نمایی از فروشگاه SOKOS وقیمتهای نجومی لوازم

همان

قیمتهای ساعتهای تیسوت ...725 یورو

گوشیهای تاپ سال 2008 وقیمتهای گزاف

با اینکه فنلاند تولید کننده گوشیهای نوکیا بود این برند هم اونجا بسیار گران بود وقیمتهای بالا اجازه خرید را نمیداد یعنی دلتون نمیامد گوشی که توایرن مثلا 300هزارتومن بود رو اونجا 500-600 پول بدید ..منم نخریدم دوباره اومدم تومرکز شهر واز چند جا دیدن کردم به روایت تصویر ببینید...

تاتر شهر وکاباره اصلی تامپره

بدون شرح !

کلیسای قدیمی تامپره ...به فنلاندی  Tampereen Vanha Kirkko

کلیسای ارتدوکس ..اون روز بسته بود

همان

کلیسای الکساندر

میدان اصلی شهر

ورزشگاه اصلی شهر تامپره وتیم تامپره یونایتد

قیمت بنزین اکتان 95 هرلیتر 1.579 یورو وگازوئیل هرلیتر 1.449

 

تو فنلاند چند تا فروشگاه یا بقولی مرکز خرید بزرگ وزنجیره ای هست که واقعا کامل هستند یعنی هرچی بخوای محاله پیدا نکنی یکیش همون SOKOS هست یکی هم STOCKMAN .....

ورودی فروشگاه

از زاویه ای دیگر

سومیش هرچی فکر میکنم یادم نمیاد یکم از مرکز شهر فاصله داشت ویکبار بیشتر نرفتم اما این دوتا رو زیاد رفتم ...همونطورکه قبلا هم گفتم تامپره زیاد بزرگ نیست بیشتر جاهارو میشد پیاده رفت .حمل ونقل توشهر اغلب تاکسی واتوبوس بود اتوبوسهایی با سقف سفید وبدنه آبی وتابلو LED سبز درشیشه جلو ویکی در انتهای شیشه های عقب که نام ایستگاهها ومسیرها رو نمایش میداد ...

ایستگاه اتوبوس

به سختی تابلویی پیدا میشد که انگلیسی نوشته شده باشه مگر نام رستورانهای فست فود معروف مثل McDonlds -KFC - Subway ....چند تا عکس

نقشه شهر تامپره بقولی توریست اینفورمیشن

مرکز تلفن تامپره 

وقت نهار بود ورفتم هتل .در رستوران سفارش یک پیتزا دادم به تصور پیتزاهایی که تو ایران میخوردم ...بعداز یک ربع پیتزایی به بزرگی یک قالپاق ماشین ! ! !  نازک ...شل وآبکی ...روش از فلفل سبز ...گوجه ...سوسیس وسایر متعلقات تزئین شده بود ...خوردم ...خوشمزه بود ولی اینقدر زیاد بود که داشتم میترکیدم .....بعد از تمام شدن غذا گارسون پرسید چطور بود ؟ وبهش توضیح دادم که چقدر بزرگ ومتفاوت با اوناییکه تو ایران بود ...وخنده عمیقی کرد ومیزوجمع کرد وگفت به هرحال امیدوارم لذت برده باشید.....بعد از نهار بازم رفتم بیرون وخیابون ومحله ها وجاهای مختلف رو میدیدم ...از تماس گلس روبوت هم خبری نبود...رفتم هتل دیگه خسته شده بودم ....ایمیلم را چک کردم ....ایمیلی از گلس روبوتس ....بعد از کلی عذر خواهی گفتن تا دوهفته دیگه جواب میدن .....یعنی من دیگه تامپره کاری نداشتم وباید آماده میشدم میرفتم وین Wien خوب بلیت راباید تغییر میدادم .....این مورد را هم مارکو بعدازظهر همون روز طی تماسی  برام انجام داد و جریمه 100 دلاری تغییر را هم TG پرداخت کرد ...قرار شد فردا 18جولای ساعت 9 صبح ازGR بیان دنبالم ومنو ببرن فرودگاه هلسینکی....فردا ساعت 8:30آماده بودم وکارای Check out را انجام داده بودم ومنتظرماشین ....ساعت شد 9....9:15 ...9:30 دیدم ماشین نیامد ومن ساعت 13:30 پرواز داشتم با احتساب 1ساعت ونیم دوساعت راهی که تا هلسینکی بود مجبور شدم خودم تاکسی بگیرم برم ....از مسئول رسپشن خواستم یه تاکسی تا فرودگاه برام بگیره ....بعداز 10 دقیقه خانمی حدود 60ساله اومد وبا لهجه خیلی غلیظ فنلاندی گفت Airport ? وبه نشانه تصدیق سری تکان دادم ورفتم سمت ماشین وساکم راهم باخودم کشیدم ...دلم نیامد بدم اون خانم بیاره ...چون معمولا اونجا بار مسافر را راننده باید تا ماشین بیاره وبار کنه .....حرکت کردیم وبا دقت مسیر را نگاه میکردم چون ممکن بود دیگه نیام تامپره وخلاصه با دقت خاصی مسیر را با نگاه طی میکردم هر تابلوی فرودگاهی را که میدیدم روش نوشته بود PIRKALLA Airport ! ! از راننده پرسیدم داریم میریم فرودگاه هلسینکی ؟ وانگار برق گرفتش !! ! نه نه نه داریم میریم PIRKALLA گفتم من میخوام برم فرودگاه هلسینکی ....شانس آوردیم خیلی از مسیر دور نشده بودیم ...سریع مسیر را برگشت ومنو برد کنار همون ایستگاه اتوبوس ( عکس بالا ) و وسایلم را پیاده کرد و10 یورو هم گرفت البته نمیخواست بگیره ...من دادم بهش ...بهر حال به خانم جوان دیگری اشاره کرد وازش خواست واون هم قبول کرد منو ببره تا هلسینکی ....مسیر را با راننده دوم حدود 1:45 تا هلسینکی طی کردیم و248 یورو هم پول پرداخت کردم ! ! ! ....راست راستی داشتم از فنلاند میرفتم .....رسیدم فرودگاه سریع به سمت کیشه AUSTRAIAN AIRLINES رفتم وبارم را تحویل دادم وبردینگ را گرفتم ورفتم اون طرف گیت ....بارم خیلی سنگین بود ولیبل Heavyبه ساکم چسبوندن....نیم ساعتی وقت داشتم تا سری به Free Shop وفروشگاههای فرودگاه بزنم ...بازم یکم خرید کردم چند تا کارت پستال از مکانهای مختلف تامپره ....شکلات ....تی شرت با نقش پرچم فنلاند برای خودم وخانمم ...

باز هم نان فنلاندی وخلاصه هرچی به ذهنم می اومد که شاید در ایران نباشه....دوستانیکه زیاد اروپا رفتم حکایت این تیشرت ها رو میدونن همه کشورها ( حداقل این چندتایی که من رفتم واز همشون هم این تیشرتها رو خریدم )پرچم و اسم کشورشون رو با چاپ یا گلدوزی روی تیشرتهایی با رنگها وطرحهای متنوع طراحی میکنن واغلب توریستها میخرن ...کار جالبیه یه جور حس ناسیونالیستی و وطن دوستیه ...کشور ما هم داره به این فرهنگ تمایل نشون میده ...مصداقش نقش یوز بر پیراهن تیم ملی 2014 ونقش اشعار حافظ وسعدی بر روی شال خانمها وتیشرت آقایان

چند عکس از فرودگاه هلسینکی وانتا

             فری شاپ وغرفه های فروش فرودگاه

              همان !

بدون شرح

            کودکی بی خبر از جدایی اش از پدر تا دقایقی دیگر

شنیدنش ناخواسته بود.... مادری با دوفرزند دوقلو درحال جروبخث با پدری بود که قرار بود تنهایش بگذارند

به هرحال در ساعت مقرر پرواز انجام شد....خداحافظ فنلاند...سلام اتریش ...ازفرودگاه هلسینکی به مقصد وین پرواز کردیم ....وهواپیما آسمان آبی وپر از ابرهای سفید کومولوس هلسینکی را که مانند گل کلم بنظر میآمد بسمت وین می پیمود

عکسهایی از لحظه پرواز دز آسمان هلسینکی

 

             همان !

کشتی کروز درحال حرکت در دریای بالتیک

پرواز حدود 1:30ساعت طول کشید وپس از توقف هواپیما موبایل را روشن کردم ....اس ام اس خوش آمدگویی به وین به زبان آلمانی دریافت کردم

فرودگاه بین المللی وین Schwechat  واقع در 18 کیلومتر جنوب شرقی وین

پس از پیاده شدن از هواپیما بسمت خروجی جهت تحویل بار رفتم...طبیعی بود که در منطقه شنگن نیازی به کنترل مجدد پاسپورت و ویزا نبود پس از برداشتن ساک سنگینم از روی بلت ، موبایلم زنگ خورد شماره Unknow حدس زدم باید از ایران باشه آخه قرار بود نماینده LI با دونفری که قرار بود اول سفر بامن بیان و من اونقدر مصیبت بخاطرش تحمل کردم! ! ! ...در فرودگاه به من بپیوندند .....موبایل را جواب دادم ....بله ؟ سلام مهندس خوبی چه خبر ؟ کجایی ؟ فنلاند کارت انجام شد؟...سلام مهندس خوبم ممنون ...بله تقریبا تمام شد من همین الان رسیدم وین ...شما کجایید ؟ ما نمیاییم ! ! !  قرارمون با LI  هم کنسل شد ماهم هتل را کنسل کردیم ...شما هم الان برگرد !!!.. گفتم مهندس مگر اومدم مشهد که همین الان برگردم چرا اینو دیروز نگفتید ..من الان تو این شهر غریب ویلون وسیلون چکار کنم ؟ بعد از کلی جر وبحث و بدون خداحافظی وبا عصبانیت تمام تلفن را قطع کردم وزنگ زدم به مدیرعامل ....وقرار شد خودم تنها برم برای مذاکره وبهشون خبر بدم که دارم میام ....دست از پا دراز تر ..الان کجا برم تو این فصل که توریست مثل مور وملخ ریختن ....کجا هتل پیدا کنم ؟ از اونجاییکه من به راحتی تسلیم نمیشم ...رفتم یه جا نشستم ولپ تاپ را روشن کردم خوشبختانه اینترنت رایگان تو فرودگاه بود و در سایت BOOKING.COM شروع کردم به پیداکردن هتل ...فکرکنم نیم ساعت یکساعت  شد ...ساعت حدود  3:50 دقیقه بعداز پیدا کردن آدرس 4-5 تا هتل رفتم به سمت خروجی که با تاکسی برم ...در انتهای سالن کیوسک تاکسی تلفنی را دیدم ورفتم جلو ویک تاکسی گرفتم برای مرکز شهر آدرس اول هتل کومر  Kummer..........ادامه دارد




تاریخ : چهارشنبه 19 آذر 1393 | 11:41 بعد از ظهر | نویسنده : شهرام | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.